شنبه 1387/06/30
نيم نگاهي به انديشه مهدويت در جريان انقلاب اسلامي:
بسم الله الرحمن الرحيم
محمد جواد رمضانی
مقدمه:
همزمان با رشد و گسترش انديشه مهدويت در فضاي پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين مسئله مطرح شد که خط سبزي که شيعيان در باورداشت ها و اعتقادات مذهبي خود دارند، چگونه توانسته است هدايت جرياني را عهده دار شود که به عنوان سمبل عدالت طلبي و اسلام گرايي در مقابل جهان غرب و مکاتب غربي ايستادگي کند. با نگاهي به سير جريان هاي مختلف علمي، فکري، عقيدتي و ديني در ميان قشرهاي مختلف مردم و با محور قرار دادن ديدگاه ها و انديشه هاي حضرت امام خميني(ره) سعي داريم تا فضاي انقلاب اسلامي را از منظر مهدويت بازشناسي کنيم. در اين مسير آنچه اهميت پيدا مي کند رويکرد ها است که در جريان شناسي اين تحولات سعي داريم با نگاهي راهبردي و با نگرش موعودگرايي مسئله را تبيين نماييم.
مباني نظري:
براي تبيين رويکرد فعال شيعي بويژه با توجه به جايگاه انقلاب اسلامي در جهان معاصر نيازمند روشي هستيم که به طور جامع بتواند جوابگوي نيازهاي ما در درک و فهم تحولات در حوزه مهدويت باشد. نگاه به آينده و ترسيم چشم انداز همواره بيانگر مسير و هدف نهايي است که بر اساس آن برنامه ريزي ها انجام مي گيرد. در موضوع مهدويت احاديثي که به مقوله ظهور و علائم آن مي پردازند حکم چراغ راه و مقصدي را دارند که پيشاپيش ما را براي برنامه ريزي براي آن دوران آماده مي کنند. نميتوان انکار کرد که توجه به موضوع مهدويت و توجه به شخص حضرت صاحب الزمان (عج) در جامعه ما و حتي در سطح جهاني رو به افزايش است. علل اين توجه و اقبال چيست؟ وظيفه ما به عنوان شيعه در هميشه تاريخ اين بوده است که هر دوراني را دوران آخرالزمان بدانيم. "إنهم يرونه بعيداً و نراه قريباً". (قسمتي از دعاي عهد) پس وظيفه مان اين است که ظهور را نزديک بدانيم و براساس نزديک بودن ظهور بايد وظايف خود را طراحي و به همان سمت حرکت کنيم.
نشانههاي ظهور، به هم پيوسته و بايکديگر در ارتباطند. پيوستگي به اين معنا که اين نشانهها نقاط پراکندهاي هستند که همه، حکايت از وقوع اتفاق بسيار بزرگي در سطح جهاني که آماده ظهور است، ميکنند. اسم اين اتفاق را رويکرد تمدني مي گذاريم.
در واقع در پيشبرد ادبيات مربوط به موضوع مهدويت از طريق دو رويکرد مشارکت ميکنيم:
الف- رويکرد راهبردي: اصل اعتقاد اين رويکرد، اين است که نشانههاي ظهور، مبناي استخراج راهبرد هستند و به کمک آنها ميتوان به سمت ظهور رفت.
ب- رويکرد تمدني: جوهره اصلي اين رويکرد اين است که اتفاقات آخرالزمان همه به هم متصل هستند،يک معناي تمدني دارند. (دکترهمايون، 1384، 19)
در واقع کارکردي که مي توان براي اين نشانه ها و احاديث آخرالزماني برشمرد اميدبخش است. يكي از كاركردهاي مهم نشانههاي ظهور و بوقوع پيوستن آنان اميد بخشي به مردمي است كه گاه در گذر زمان آمدن موعود رنگ يك افسانه برايشان ميگيرد. مصداقي كردن پيشگوئيها ونمادهاي روايات هرچه بيشتر مفهوم منجي را در اذهان زنده نگه ميدارد.
بطور كلي روايات آخرالزمان را ميتوان به سه دسته كلي تقسيم نمود:
1. روايات مربوط به دوره پيش از ظهور (كه در زبان عامه بيشتر از آن تعبير به دوره آخرالزمان ميشود.
2. روايات مربوط به زمان ظهور و وقايعي که با حضور حضرت براي تشکيل حکومت اتفاق مي افتد.
3. مربوط به ويژگيهاي جامعه و حكومت حضرت.
آنچه ما مدنظر داريم تا به عنوان نمونه براي تحليل خود بهره ببريم دسته دوم روايات است که بيانگر اوضاع و احوال مردماني است که به نظر مي رسد بيش از هر عصري در مورد جامعه ما صدق مي کند. رواياتي كه درباره ايرانيان و پيرامون آياتي كه تفسير به ايرانيان شده وارد شده است، تحت اين نه عنوان آمده است: «الف-طرفداران سلمان فارسي. ب-اهل مشرق زمين . ج-اهل خراسان . د-ياران درفش هاي سياه ه-فارسيان. و-سرخ رويان . ز-فرزندان سرخ رويان . ح-اهل قم. ط-اهل طالقان» البته غالبا مراد از اين عناوين يكي است، اخبار ديگري نيز وجود دارد كه با عبارت ديگري از آنان ياد كرده اند.
در تفسير قول خداي سبحان : و ان تتولوا يستبدل قوما غيركم
خداي عزوجل فرمود: «اينك شما كساني هستيد كه فرا خوانده مي شويد تا در راه خدا انفاق كنيد، برخي از شما در انفاق بخل مي ورزد و كسي كه بخل كند به خويش بخل مي كند و خداوند بي نياز است و شما نيازمنديد و اگر روگردان شويد خداوند گروهي را غير از شما جايگزينتان مي نمايد و آنان مثل شما نيستند»(سوره محمد آيه 38)
صاحب كشاف نقل كرده كه از پيامبر (ص ) درباره كلمه (قوم ) كه در آيه شريفه آمده است سئوال شد. سلمان فارسي نزديك پيامبر (ص) نشسته بود آن حضرت با دست مبارك خود به ران پاي سلمان زد و فرمود: «به خدايي كه جان من در دست قدرت اوست ، اگر ايمان به كهكشان ها بستگي داشته باشد مرداني از فارس به آن دست مي يابند» (كشاف ج 4 ص 331)
به نقل صاحب مجمع البيان از امام باقر (ع ) روايت شده كه فرمود: «اي اعراب ، اگر روي برگردانيد، خداوند گروه ديگري را جايگزين شما مي گرداند، يعني ايرانيان »
در اين روايت دو معنا كه همه بر آن اتفاق دارند، وجود دارد كه عبارتند از: اينكه ايرانيان (فُرس) خط و جناح دومي بعد از اعراب ، براي به دوش كشيدن پرچم اسلام مي باشند. بدليل اينكه ، آنان به ايمان دست مي يابند هر چند از آنان دور و دسترسي به آن دشوار باشد.
در تفسير گفته خداي سبحان: و آخرين منهم لما يلحقوابهم
خداي عزوجلّ فرمود: «اوست آنكه برانگيخت در بين درس نخوانده ها رسولي را از خودشان كه آيات خدا را بر آنان مي خواند و آنان را پاك مي سازد و كتاب و حكمتشان مي آموزد اگر چه قبلا در گمراهي آشكاري بودند و افراد ديگري از ايشان كه به آنان نپيوسته اند و اوست خداي عزيز و حكيم» (جمعه آيات 2 و 3)
مسلم، در صحيح خود از ابوهريره روايت كرده كه گفت : «ما حضور پيامبر (ص ) بوديم كه سوره مباركه جمعه نازل شد و حضرت آن را تلاوت فرمود تا رسيد به آيه «و آخرين منهم لما يلحقوا بهم » مردي از او سؤ ال كرد، يا رسول اللّه : اينان چه كساني هستند كه هنوز به ما نپيوسته اند؟ حضرت پاسخ نفرمود: ابوهريره گفت : سلمان فارسي نيز در بين ما بود پيامبر (ص ) دست مباركشان را بر سلمان نهاد و فرمود: بخدايي كه جانم در دست قدرت اوست اگر ايمان بستگي به كهكشانها داشته باشد مرداني از اينها (طرفداران سلمان ) به آن دست خواهند يافت ».
در تفسير كلام خداي بزرگ : بعثنا عليكم عباداً لنا اولي بأسٍ شديد
«به بني اسرائيل اعلام نموديم در كتاب ، «تورات » كه دو بار در زمين فساد و سركشي بزرگي خواهيد كرد، پس چون وعده يكي از آنها (فساد) برسد. بندگاني از خود را كه داراي قوت و نيرومندي شگرفي هستند به طرف شما مي فرستيم تا در همه جا جستجو كنند و اين وعده اي انجام شده است، سپس پيروزي را مجدداً براي شما برگردانيم و شما را با اموال و فرزندان ياري كنيم و شما را از آنان (دشمنانتان ) بيشتر و قوي تر گردانيديم. اگر نيكي نموديد، براي خودتان و اگر بدي نموديد گريبانگير خودتان مي شود و زماني كه ديگر وعده آن (فساد) آيد رويهاي شما را بد جلوه دهند تا اينكه داخل مسجد شوند همانگونه كه نخستين مرتبه وارد شوند و تا اينكه نابود و تباه كنند آنچه را كه بر آن غلبه يافتند تباه كردني» (اسراء آيات 4 تا 7)
در تفسير نورالثقلين از روضه كافي پيرامون تفسير آيه شريفه «بعثنا عليكم عباداً لنا اولي بأسٍ شديد» از امام صادق (ع ) نقل شده است كه فرمود: «آنان كساني هستند كه خداوند تبارك و تعالي قبل از ظهور قائم (ع ) آنها را برنمي انگيزد و آنان دشمني از آل پيامبر (ص ) را فرا نمي خوانند مگر اينكه او را به قتل مي رسانند» سپس فرمودند: «او قائم (ع ) و ياران اويند كه داراي قوت و نيروي زياد مي باشند.»
و در بحارالانوار از امام صادق (ع ) منقول است كه : «حضرت آيه شريفه فوق را قرائت كردند... عرض كرديم فدايت شويم اينها چه كساني هستند؟ سپس حضرت 3 مرتبه فرمودند: بخدا سوگند آنان اهل قم هستند، به خدا سوگند آنان اهل قم هستند، بخدا قسم آنان اهل قم هستند» (بحارالانوار، ج 60 ص 216)
و روايات بسياري که تصريح دارند ايرانيان قوم برگزيده اي هستند که زمينه ساز ظهور و ياري بخش منجي عالم بشريت خواهند بود. اين انديشه طي ساليان سال در ميان فضاي فکري ايرانيان حاکم مي شود که اگر قرار بر اين است که ياري بخش حضرت صاحب الزمان (عج) باشند، بايد خود نيز صالح بوده و زمينه را نيز به گونه اي مهيا نمايند تا امکان ظهور محقق گردد. زماني که حضرت(عج) قيام کردند ياران ايشان در ميان سپاه سيد خراساني که ايرانياند در مرز عراق و ايران با حضرت بيعت ميکنند و وارد عراق ميشوند (سليمان، 1381،ص1050)
اما احاديثي نيز داريم که به قيام مردي از قم اشاره دارد. از جمله امام کاظم (ع) فرمود: مردي از قم، مردم را به حق دعوت کند، افرادي پيرامون او گرد آيند که قلب هايشان همچون پاره هاي آهن استوار است. بادهاي تند حوادث، آنها را نلغزاند، از جنگ خسته نشده و نترسند، اعتمادشان بر خدا است و سرانجام کار از آنِ پرهيزکاران است. (بحارالانوار، جلد60، ص216) روايات، زمان قيام او را مشخص نکرده اما در تاريخ قم و ايران وجود چنين شخصيتي با چنان ياراني قبل از امام خميني و طرفدارانش سابقه نداشته است. (کوراني،1386،222)
پایان قسمت اول:

