یکشنبه 1385/01/20
مرکز دانشجویی مطالعات راهبردی مهدویت

این مرکز هم اکنون در دانشگاه امام صادق (ع) مشغول به فعالیت گسترده می باشد و از جمله اقداماتی که طی دو سال گذشته انجام داده است:
۱-تهیه و تنظیم محتوای درسنامه مهدویت به عنوان یک واحد درسی که آماده چاپ می باشد
۲-آموزش دانشجویان و علاقه مندان این زمینه در سه سطح مطالعاتی
۳-سلسله جلسات سخنرانی با استفاده از اساتید متخصص در موضوعات مرتبط با آخرالزمان
۳-ویژه نامه هایی در مورد ولادت امام زمان (عج) و نشانه های ظهور
۴-ایجاد سایت تخصصی مهدویت که هم اکنون در حال راه اندازی می باشد.
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به این آدرس ایمیل بزنید: mahdaviat@isu.ac.ir
یکشنبه 1385/01/20
خاخام فریدمن: صهیونیستها خطرناكترین فرقه قرن 21 هستند
خاخام اطریش با تاكید بر اینكه صهیونیستها خطرناكترین فرقه مذهبی در قرن 21 هستند، گفت: این فرقه توسط افرادی به وجود آمد كه هدف آنان ایجاد دنیای بیخدا برای كنترل اقتصاد جهانی است.
به گزارش فارس از محل اجلاس بینالمللی تعامل سازنده ادیان چارچوبی برای نظم جهانی خاخام فریدمن، خاخام اطریش، در سخنانی با بیان اینكه در این كنفرانس رهبران زیادی از ادیان مختلف، شركت داشتند گفت: امیدوارم اكنون بتوانیم درباره اجرای صحبتهای انجام شده حركت كنیم.
وی با اشاره به نقش مهم مذهب، ایجاد نظم در جامعه و گفتوگو بین ادیان و نقش ادیان توحیدی در تفاهم جهانی گفت: بدیهی است در دنیا اعتقادات عمیق مذهبی قویترین مبنا برای زندگی روزمره بود و میتواند مبنایی برای نظم سیاسی همه كشورها باشد.
چند سال است كه قدرتهای جهانی برای از بین بردن خدا باوری تلاش میكنند چنانكه بلشویكها درتاریخ این كار را انجام دادند و حكومت شوروی تلاش كرد اعتقادات مذهبی مردم را از بین ببرد.
همچنین بعضی افرادی كه ماسك مذهبی دارند در این راه نیز حركت میكنند.
خاخام اطریش با تاكید بر اینكه صهیونیستها خطرناكترین فرقه مذهبی در قرن 21 هستند گفت: این فرقه توسط افرادی بوجود آمد كه هدف آنان ایجاد دنیای بیخدا برای كنترل اقتصاد جهانی است در این راستا یهودیان راست آئین، خطر را حس كرده و ما هم با ایجاد هر نوع ایجاد دولت به نام آئین یهود مخالفیم.
وی افزود: هولوكاست بهانهای علیه مسلمانان شد كه این امری خلاف حقوق بینالملل است از این رو ما معتقدیم گفتوگوی بین ادیان ابزاری خوب برای ایجاد نظم در جهان است.
فریدمن تصریح كرد: صهیونیسم مبتنی بر سكولاریسم است و هیچ ارتباطی با آئین یهود ندارد.
وی تاكید كرد: انتشار كاریكاتورهای موهن علیه پیامبراسلام وسیلهای برای تحقیر مسلمانان بود از ین رو از دید مذهبی كسانی كه مسئول انتشار آنها بودند و كسانی كه آنها را چاپ كردند و از این عمل حمایت كردند و سعی در تشدید برخورد مذاهب داشتند هم در مقابل این عمل مسئولند.
فریدمن اضافه كرد: آزادی بیان اروپا معتبر نیست بلكه بهانه است. مقامات قضایی اروپا در قانون اساسی آزادی مذهب را پیش بینی نكردهاند، آزادی بین ادعایی در اروپا بهانهای برای دست یابی به اهداف سیاسی توسط رسانههای صهیونیستی است.
فریدمن با بیان اینكه بنیادگرایی یعنی اعتقاد به بنیانهای مذهبی و خدا گفت:بینادگرایی مذهبی بنابر صلح عادلانه است. از این رو بسیاری از غربیان با آن مخالفند در این صورت من یك بنیادگرا هستم زیرا این بینادگرایی به صلح منتهی میشود.
خاخام اطریش در پایان گفت: امیدوارم یهودیان و مسلمانان با سقوط صهیونیستها با هم زندگی صلحآمیزی را آغاز كرده و نقش ایران در این زمینه بسیار مهم است.
یکشنبه 1385/01/20
سلطه یهودیان بر رسانه های آمریکا
مرجع : خبرگزاری مهر
آفتاب: نشان داد که بزرگترین استودیوهای هالیوود از جمله کلمبیا، مترو گلدوین مایر، برادران وارنر، پارامونت، یونیورسال و فاکس قرن بیستم توسط یهودیان تاسیس شده اند و به واسطه یهودیان اروپای شرقی اداره می شوند.
نیل گابر نویسنده یهودیتبار در کتابش تحت عنوان امپراتوری از آن خودشان: چگونه یهودیان هالیوود را اختراع کردند به سال 1988
زمانی که فیلم های ناطق پا به عرصه ظهور گذاشتند، هالیوود مورد تاخت و تاز نویسندگان یهودی قرار گرفت.
در گذشته مستعدترین آژانسهای اطلاعاتی آمریکا توسط یهودیان اداره می شدند و نفوذ این قوم در اصنافی چون وکالت و پزشکی بسیار پررنگ بود. اما با تاسیس صنعت فیلمسازی غرب همگی به سمت هالیوود گسیل شدند. اسکات فیتزجرالد از تاسیس صنعت فیلمسازی غرب به منزله جشنی برای یهودیان یاد می کند و معتقد است که اداره هالیوود به واسطه یهودیان بیشتر شبیه یک تراژدی است.
احاطه هالیوود توسط یهودیان چنان سریع صورت گرفت که هنری فورد در کتاب "استقلال نازپرورده" به این نتیجه میرسد که یهودیان تنها بر 50 درصد از صنعت فیلمسازی احاطه ندارند بلکه تمامی آن را در اختیار دارند. اینگونه است که در حال حاضر جهان علیه تحقیرهای حاصل از صنعت سرگرمی سازی مسلح شده، چرا که با روی کارآمدن یهودیان در هالیوود مشکلاتی در زمینه ساخت فیلم های سینمایی بوجود آمده که عواقب آن در سال های آینده مشخص می شود.
نورمن اف کانتور، پرفسور دانشگاه نیویورک در مطالعاتی که به سال 1994 انجام داد به این نکته اشاره کرد که تولید فیلم در هالیوود و توزیع آن در 50 سال نخست حیات هالیوود، تحت سلطه یهودیان مهاجر صورت می گرفته است و در حال حاضر نیز قسمت اعظم فیلمسازی در آمریکا تحت کنترل یهودیان است. جدیدترین وجه این موضوع را می توان در قالب تاسیس استودیو دیسنی در دهه 1990 مشاهده کرد که مدیران آن همگی یهودی هستند.
جاناتان گولدبرگ، خبرنگار و تاریخدان یهودی، در تحقیقی که در سال 1996 انجام داد، نوشت: "سهم یهودیان در صنعت سرگرمی سازی بیش از جمعیت آنها در آمریکاست. یهودیان در پست های مدیریتی رسانه ها به ویژه در سمت مدیریت استودیوها حضور دارند و حضور آنها به گونه ای است که از آن نمی توان تنها به عنوان سلطه یهودیان بر هالیوود یاد کرد، چرا که بیش از این است."
تنها نگرشی به اظهارات یهودیان کافی است تا دریابیم چرا اکثریت قریب به اتفاق نویسندگان، کارگردانها و تهیهکنندگان هالیوودی را یهودیان تشکیل می دهند. آماری که اخیراً ارائه شده نشان می دهد که 59 درصد از فیلمهای مطرح هالیوود توسط یهودیان تولید شدهاند. بی تردید نفوذ این قوم در یکی از تاثیرگذارترین صنایع آمریکا می تواند برای آنها قدرت سیاسی بسیاری به ارمغان آورد. آنها مهمترین منبع حمایت از نامزدهای دموکرات هستند و سیاست های آمریکا را به سمت و سوی مورد نظر خود هدایت میکنند.
تهیهکنندگان یهودی هالیوود در سال 1948 اسرائیل را پایه ریزی کردند و در این میان رابرت بلاموفی تلاش های بسیاری کرد. وی در این مورد می گوید: "ناگهان اسرائیل به خانه ما تبدیل شد و احساس کردیم که هویت داریم. این عامل به ما روحیه می داد."
با روی کار آمدن یهودیان رفته رفته تصویر مسلمانان در فیلم های هالیوودی به پنداره ای از افراد ظالم و بی فرهنگ تبدیل شد که این امر بیش از پیش نمایانگر حمایت هالیوود از اسرائیل و موضع گیری آن علیه مسلمانان و جهان اسلام بود. صنعت فیلمسازی غرب در حمایت از صهیونیسم اقدام به خلق یک ژانر جدید در سینما کرد که نزاع میان اعراب و اسرائیلی ها را در محوریت داشت.
هالیوود برای نیل به این هدف در طول 50 سال گذشته اقدام به ساخت فیلمهای گوناگونی کرده که دربرگیرنده قهرمانها و ضدقهرمانها بوده اند. به عبارت دیگر می توان گفت که در این آثار قهرمانها یهودیان اسرائیلی و ضد قهرمانها مسلمانان بودهاند. دهه 1960 به تنهایی شاهد ساخت 9 فیلم ضد اسلام بود که در زمره آثار مطرح سینمای آمریکا جای داشتند.
در این فیلم ها نقش یهودیان آمریکایی توسط هنرپیشگان آمریکایی ـ یهودی چون پل نیومن، تونی کورتیس و کرک داگلاس احیا می شد تا با به کارگیری بازیگران محبوب، میزان همذات پنداری مخاطبان با کاراکترهای آنها افزایش یابد.
جین فوندا، هنرپیشه چپ گرای هالیوود در گفتگویی که به مناسبت نمایش فیلم "تجدید قرارداد" انجام داد مخالفتش را با مسلمانان و به ویژه اعراب به وضوح اعلام کرد و گفت: "اگر ما نسبت به اعراب هراسی نداریم بهتر است که در مورد سلامت مغزمان تردید کنیم. عربها قدرت استراتژیک بر ما دارند. آنها کوچکترین ثباتی ندارند و ضد زن، ضد آزادی بیان و افراط گرا هستند."
در این مجال نمیتوان به تمامی فیلمهای ضد اسلام و ضد عربی که توسط هالیوود ساخته شده اند، اشاره کرد اما ذکر نام برخی از آنها خالی از لطف نیست.
فیلم "خروج" یکی از این آثار است که در سال 1960 تولید شد. این اثر شرح حال مرد عربی را روایت می کند که یک دختر 15 ساله یهودی (با بازی جیل هایورث) را به قتل میرساند.
فیلم "به دنبال سایه غول" محصول سال 1966 اعراب را به عنوان انسانهایی معرفی می کند که به هنگام شلیک به یک زن اسرائیلی و قتل وی خنده سر می دهند و شادی می کنند.
فیلم "شبکه" محصول سال 1976 که چهار تندیس اسکار دریافت کرد، دربرگیرنده نمائی است که در آن اخبارگو از اعراب به عنوان افراط گرایان قدیمی یاد می کند که رفته رفته کنترل آمریکا را در دست می گیرند.
فیلم "یکشنبه سیاه" محصول سال 1977 از جمله فیلمهایی است که در آن اسرائیلی ها نقش قهرمان را بازی می کنند و اعراب نقش ضد قهرمانها و تروریستها را بر عهده دارند.
در این میان فیلم "دلتا فورس" محصول سال 1986 از مسلمانان به عنوان تروریست هایی یاد می کند که درصدد قتل رئیس جمهور آمریکا برمی آیند. هالیوود در فیلم های "عقاب آهنی" و "مرگ پیش از رسوایی" به مخاطبان نشان می دهد که چگونه باید با مسلمانان رفتار کنند و از اعراب به عنوان افرادی کثیف و بی ارزش یاد میکند.
این در حالی است که هالیوود برای مخدوش کردن چهره مسلمانان حتی به گونه سینمایی انیمیشن و مخاطبان آن نیز رحم نکرد.
صنعت فیلمسازی غرب در سال 1994 فیلم "دروغهای حقیقی" را روانه سالن های سینما کرد. این فیلم شرح حال ماموری است که باید از اقدامات تروریستی یک مرد عرب جلوگیری به عمل بیاورد. از دیگر فیلمهایی که با رویکرد ضد عرب و ضد اسلام ساخته شد می توان به آثاری چون "تصمیم نهایی"، "کاظم"، "بدون دخترم هرگز" و "محاصره" اشاره کرد.
با این وجود تنها گذر تاریخ است که نشان می دهند دروغ های حقیقی ریشه در کدامین کشور دارند و تا چه میزان در تشویش اذهان عمومی جهان تاثیرگذار بوده اند. antyzionism@gmail.com
شنبه 1385/01/19
تسلط صهیونیسم بر رسانه های خبری جهان
پس از بررسی تسلط صهیونیسم جهانی بر سینما (تحت پروسه امپریالیسم رسانه ای) در بخش گذشته، در این بخش به ادامه این پروسه و مشخصاً تسلط صهیونیسم بر رسانه های خبری در جهان پرداخته می شود. آغاز موج تسلط صهیونیسم بر رسانه های خبری جهان مقارن با پایان جنگ جهانی دوم و تأسیس رژیم اسرائیل در سرزمین های اشغالی فلسطین بود و این موج در دهه پایانی قرن بیستم شدت گرفت و با گسترش تکنولوژی ماهوارها، حیطه نفوذ آن نیز بسرعت گسترش یافت. نگارنده در این مقاله رسانه های خبری تحت سیطره صهیونیسم را در دو فاز داخلی و بین المللی مورد بررسی قرار می دهد.
ب) رسانه های خبری در سراسر جهان:
صهیونیسم به عنوان یكی از مظاهر استعمار جدید با اتكا بر پشتوانههای اقتصادی و ابزارای تبلیغی و با حمایت همهجانبه قدرتهای جهانی، حركت گستردهای را برای تسخیر و کنترل رسانه های خبری بزرگ جهان آغاز کرد.
در اوت 1897 میلادی در شهر "بال" سوئیس، اولین كنگره صهیونیستها به ریاست "تئودور هرتزل" مؤلف كتاب "دولت یهود" برگزار شد. در این كنگره صهیونیستها بر این موضوع اتفاق نظر داشتند كه نقشه برپایی دولت اسرائیل جز با تسلط بر سازمانهای خبری جهان میسر نخواهد بود.
در این راستا، نگارنده به پروتكل شماره دو دانشوران صهیون اشاره می کند. در ماده پنج این پروتكل آمده است:
"میدانیم كه ممالك جهان از رسانه ها به عنوان وسیلهای برای هدایت مردم در جهت خواستههای خود استفاده میكنند، به همین جهت ما باید جریان رسانه ها، مطبوعات و روزنامهنگاری را در خدمت اهداف خویش درآوریم و آرام آرام به سمت صهیونی كردن رسانه ها حركت كنیم و افسار و عنان آن را به دست گرفته و به سمت خود منعطف سازیم. ما نباید بگذاریم كه دشمنانمان به آن دسته از روزنامهها و رسانههای خبری كه بیانگر آراء و نظرات آنان باشد، دست یابند. هیچ خبری نباید بدون كنترل و نظارت ما برای مردم بیان شود!"
در ادامه این پروتكل، صهیونیستها، روش های كار را بررسی كرده و تأكید كردهاند:
"لازم است، افرادی را كه دارای سوابق اخلاقی نادرست در جامعه هستند، به سرپرستی امور رسانه های مهم بگماریم. به ویژه رسانه هایی كه بر ضد ما مطالبی منتشر می کنند و آنگاه كه دریافتیم ایشان در برابر ما خضوع نمیكنند و برخلاف ما موضع میگیرند، مسائل سوء اخلاقی ایشان را فاش سازیم و كارشان را یكسره كنیم و به دیگران نیز بفهمانیم كه در صورت مخالفت با ما به چنین وضع اسفباری دچار خواهند شد.»
واقعیات موجود دنیای امروز نشان میدهد كه صهیونیستها به آنچه مورد نظرشان بود و به آن توجه داشتند، جامه عمل پوشاندهاند. مهمترین نمود این روند را میتوان در نفوذ صهیونیستها در خبرگزاریهای بزرگ جهان مشاهده كرد. امروزه، چهار بنگاه خبری مهم جهان یعنی "آسوشیتدپرس"، "یونایتد پرس"، "رویتر" و "خبرگزاری فرانسه" متعلق به یهودیان صهیونیسم و یا متأثر از نفوذ آنهاست. این چهار خبرگزاری تحت نفوذ صهیونیستها روزانه بیش از چهل میلیون كلمه خبر تهیه میكنند و مدعیاند كه نود درصد اخبار خارجی روزنامههای و رادیو و تلویزیون كشورهای جهان از طریق آنها تأمین میشود. این هدفی است كه دقیقاً در پروتكل های صهیونیستها پیشبینی شده و آمده است:
"لازم است هیچ خبری در اختیار جامعه قرار نگیرد، مگر اینكه با موافقت و تأیید ما باشد. تحقق این امر جز با سلطه بر خبرگزاریها كه اخبار همه نقاط جهان در آنجا متمركز میگردد، امكانپذیر نیست. تنها از این طریق است كه میتوان ضمانت كرد كه هیچ خبری منتشر نشود، مگر اینكه ما آن را برگزیده و با آن موافقت كرده باشیم."
امروزه آثار این تسلط به خوبی نمایان است و شواهد متعددی نشان میدهد اخباری كه از طریق رسانه های خبری بزرگ جهان منتشر میشود از فیلتر خبری صهیونیستها عبور میكند و به دلیل همین نفوذ است كه این بنگاههای خبری به نفع صهیونیستها به انگارهسازی و جعل واقعیات میپردازند.
این انگارهها معمولاً بر مبنای ماهیت واقعی رویدادها، موضوعها و شخصیتها استوار نیست، بلكه غالباً با منافع سیاسی، نظامی و اقتصادی صهیونیستها و كشورهای سلطهگر تطبیق دارد. این موضوع را «رابرت فیسك» روزنامهنگار انگلیسی بیان كرده و در یك اظهارنظر كارشناسانه به بررسی تأثیران این شگرد بر افكار عمومی جهان پرداخته است. وی در گزارشی كه چندی پیش در این رابطه منتشر كرد، نوشت:
"به عنوان نمونه لفظ «تروریست» ازسوی صهیونیستها و رسانههای گروهی تحت نفوذ آنها تنها به مسلمانانی كه علیه رژیم صهیونیستی مبارزه میكنند، نسبت داده میشود، اما فجایعی كه صهیونیستها به وجود می آورند، هرگز برچسب رخداد تروریستی به خود نمیگیرد."
بر همین اساس است كه خبرگزاریهای تحت نغوذ صهیونیستها، تاكنون هیچگاه واژه «تروریست» را برای صهیونیستها به كار نبردهاند و حتی در مورد فكرباز صهیونیستی كه «اسحاق رابین» نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی را به هلاكت رساند، به جای استفاده از واژه تروریست، مفاهیم دیوانگی و عدم تعادل روانی را به كار بردند!
«نیویورك تایمز» و «واشنگتن پست» دو روزنامهای كه جزو معتبرترین و بانفوذترین روزنامههای آمریكا به شمار میآیند، توسط صهیونیستها کنترل واداره میشوند.
روزنامه "نیویورك تایمز" كه در زمینه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی فعالیت دارد، امروزه به صورت یك راهنمای غیررسمی افكار عمومی آمریكا مطرح است و دقیقاً به همین علت است كه صهیونیستها از سالها قبل برای نفوذ در این روزنامه جهت پیشبرد اهداف خود برنامهریزی كردهاند.
روزنامه "نیویورك تایمز" در سال 1851 میلادی توسط "هنری.ج. ریموند" و "جورج جونز" تأسیس شد. پس از گذشت مدتی درآمد ناشی از تبلیغات این روزنامه به شدت كاهش یافت و این امر تا آنجا پیش رفت كه روزنامه مزبور را تا مرز ورشكستگی كشاند. در این زمان یك ناشر ثروتمند صهیونیست به نام "ادلف اوش" توانست امتیاز این روزنامه را به نازلترین خریداری نماید.
بعد از خرید نیویورك تایمز توسط او، درآمد ناشی از تبلیغات این روزنامه صهونیستی به طور قابل ملاحظهای رشد كرد و در جهت منافع صهیونیستها به كار گرفته شد.
دومین روزنامه معروف آمریكا، "واشنگتن پست" است كه با رخنه كردن در اغلب سازمان های دولتی در واشنگتن، سیستم ویژهای برای انتشار اخبار وابسته دولت آمریكا به وجود آورد. این روزنامه در سال 1933 به علت ورشكستگی به حراج گذاشته شد و در همان موقع شخصی به نام "اوژن میر" سرمایهدار معروف صهیونیست آن را خریدرای كرد و از آن زمان تحت نفوذ صهیونیست ها قرار گرفت.
واشنگتن پست، در قالب طرح مسائلی مثل فقر، گرسنگی، تورم، بحران انرژی، نفت، جنگ و دیگر مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، افكار و عقاید مردم آمریكا را در جهت القای اهداف خود هدایت كرده و به طور ماهرانهای واقعیتها را مخفی نگه میدارند.
این رسانه ها، حتی مسائل داخلی آمریكا را نیز تحت كنترل خود گرفتهاند. به عنوان نمونه آنها میتوانند در انتخابات نمایندگان كنگره ملی آمریكا یا ریاست جمهوری مؤثر باشند، همچنان كه ماجرای واترگیت نشان داد، آنها همچنین میتوانند در بدنام كردن و یا بركناری هر یك از مخالفان خود در صورت لزوم و بنا به میل و مصالح خود، اقدامات تبلیغاتی كنند.
صهیونیسم جهانی، علاوه بر این دو روزنامه پرتیراژ، بر مطبوعات تخصصی و هنری ایالات متحده آمریكا نیز سیطره پیدا كرده است. این تسلط به وضوح در صفحات مجله هنری- سینمایی "فاریتی" مشهور است. در یكی از شمارههای این مجله طوماری كه در یك صفحه چاپ شد كه در آن امضای 171 نفر از دست اندركاران سینما و تلویزیون به چشم میخورد. امضاءكنندگان كه اغلب صهیونیستها بودند، آمادگی خود را جهت بذل مبالغ هنگفتی برای حمایت از تعدادی از نامزدهای آمریكایی جهت انتخاب نمایندگان طرفدار صهیونیسم، توجهیات مختلفی را ارائه كردند. عنوان مثال در بخشی از یك مقاله آمده بود:
"بهترین راه برای دفاع ازمصالح آمركیا در خاورمیانه، انتخاب اعضای كنگره از بین افرادی است كه معتقدند بقای اسرائیل، بهترین تضمین برای منافع آمریكا در آنجاست."
یكی از مهمترین اهداف صهیونیستها از نفوذ در رسانه های خبری آمریكایی، تلاش جهت به كارگیری شیوههای حمایت از صهیونیسم، تلاش جهت به كارگیری شیوههای گمراه كننده به منظور معرفی اسلام به عنوان یك جنبش انعطافناپذیر و مخالف تمدن است و اینكه اسلام خطری جدی برای جهان است!
یكی از روزنامههای تحت نفوذ صهیونیستها در آمریكا به نام "شیكاگوسان تایمز" در یكی ازشمارههای خود در مقالهای تحت عنوان (تفاهمی با اسلام نیست، مگر به زبان آهن و آتش) نظرات نویسنده مقاله را پیرامون اسلام را در قالب مقایسه با كمونیسم، چنین القاء كرد:
"ازآنجا كه ایده كمونیسم در اصل تفكری غربی است، بهتر میتوان با آن به تفاهم و نظرهای مشترك رسید، اما با اسلام نمیتوان به تفاهم و نظر واحد دست یافت، مگر با آهن و آتش"!
در حالی كه علیرغم بمباران تبلیغاتی مسموم صهیونیست ها، اسلام دینی الهی و انسانی و مبتنی بر حكمت و منطق است كه احترام به اصول و ارزشهای معنوی را امری بسیار ضروری و پسندیده میداند و به رغم جوسازی رسانههای صهیونیستی، این دین بشر را به صلح فرا میخواند و این واقعیتی است كه امروزه بر بسیاری از مردم جهان آشكارشده. درك این واقعی از سوی افكار عمومی جهان سبب گردیده، علیرغم تبلیغات رسانهها تحت نفوذ صهیونیسم و جریان سازی آنها علیه اسلام و مسلمانان، اسلام واقعی روز به روز نفوذ بیشتری در عرصه بینالمللی پیدا كند.
آنچه مبرهن است، موج نفوذ، تسلط و کنترل بر رسانه های جهانی توسط صهیونیست ها متوقف نشده و همچنان ادامه دارد.
از طرفی از آغاز قرن بیست و یکم، بر اساس برنامه ریزی دقیقی، صهیونیستها در پی دستیابی به رسانه های خبری محلی در داخل کشورهای جهان هستند.
از این جمله می توان به خریداری امتیاز یا درصدی از سهام رسانه های خبری در کشورهای اروپایی در 5 ساله گذشته اشاره کرد.
با اندک تأملی بر این مسئله می توان ارتباط صهیونیسم جهانی با اهانت به صاحت مقدس پیامبر اکرم (ص) در نشریات دانمارکی و درپی آن تکرار این اهانت نابخشودنی در دیگر رسانه ها و مطبوعات محلی و دولتی در برخی کشورهای اروپایی پی برد.
سالروز 11 سپتامبر و حمله به برجهای دوقلوی امریکا در سال 2005 میلادی، مصادف شد با انتشار كاریكاتورهایی كه در آن به ساحت پیامبر اسلام(ص) توهین شد و نسبت به مقدسات اسلامی، هتك حرمت صورت گرفت.
این توهینها از دانمارك و در روزنامه «یولاند پستن »(jylland poste)، آغاز و سپس در روزنامه «ماگازینت» نروژ، روزنامه «سونسكا داكبلات» سوئد، «لااستامپا»ی ایتالیا و بعدها در روزنامه «لیبراسیون» و «لوموند» فرانسه و «الپریودیكو»ی اسپانیا و «دی ولت» آلمان پی گرفته و به چاپ رسیدند.
حال که نقش گروههایی چون «بیلدر برگر» و افرادی مانند «مایكل لدین»، «ریچارد پرل» و «آندرس الدرپ» (همسر «مرت الدرپ»، مدیرمسئول «یولاندز پستن») كه همگی در ارتباط نزدیک با صهیونیستها و در خصومت با مسلمانان و خصوصاً ایران مشهور و معروف هستند، مشخص شده، موج جدید تسلط بر رسانه های خبری جهان توسط صهیونیست ها آشکارتر می شود.
* کارشناس و پژوهشگر مسائل سیاسی - senatorman@gmail.com
نکته : رسانه هاي خبري صهيونيسم كلوني سينما امپرياليسم رسانه اي اسرائيل روزنامه"

