سه شنبه 1386/08/01
بوقچیان صهیونیسم بین الملل
آینده جهان متعلق به ماست؛ به شرطی که ما "مسلمان آینده نگر" باشیم و "ولی زمان" خویش را درک نماییم.
هنگامی که انسان به این نقطه از آگاهی برسد که در این دنیا با همه پیشرفتهای علمی و صنعتی بدون وجود عدالت آنهم عدالت فراگیر سعادت و کمال بی معنا خواهد بود و برای رسیدن به این عدالت جهانی شهامت و ایثار به خرج دهد ظهور محقق خواهد شد .
میگویند زمان ظهور منجی عالم را کسی جز ذات مقدس خداوندی نمیداند اما در حقیقت این ما انسانها هستیم که زمان پایان دادن به بی عدالتی و کلاه برداریهای بزرگ در حق خودمان را محقق خواهیم کرد .
عدالتی فراگیر در سر تا سر کره زمین که به یک میزا ن گسترده باشد نه مانند عناوین مضحکی چون« دهکده جهانی » و تلاش برای« جهانی سازی» دنیا که دقیقا مفهوم عکس و واژگونه عدالت است چرا که در این نوع هیچ گونه برابری در بین ملتها و سرزمینها وجود نخواهد داشت و با قبول چونین یوغی ملتها به عده ای خاص اجازه میدهند که افسار سیاسیت و اقتصاد و امنیت دنیا را بدست گیرند و اگر طبع حریص آنان میل کند هر از چند گاهی بدون مخالفت از سوی ملتها با آرامش چنگ به منابع و اقتصاد سرزمینها بیاندازند بدون اینکه هیچ مانعی برای دریدن و تکه تکه کردن هویت و اقتصاد و امنیت ملتها پیش رویشان باشد .
این معنای دهکده جهانیست که بوقچیان صهیونیسم بین الملل برای تحمیق ملتها بکار برده اند و بدا به حال آن مردمان ساده لوحی که آنقدر در بمباران تبلیغاتی غرب برای مصرف بیشتر و نوش خوار کردن لذتهای تباه کننده مسخ شده اند که حتی با چشمان باز از تکه تکه شدن خودشان به دست گرگها دردمند نمیشوند .
این تنها منجی موعود است که معنای حقیقی عدالت و سعادت و کمال را برای بشریت محقق خواهد کرد .
و زیان دیدگان واقعی در این میان کسانی هستند که قبل از ظهور به ارزش کیمیایی عدالت پی نبرده اند و برای رسیدن به آن قدمی هر چند کوچک بر نداشته اند .
چگونه میتوان آرزوی نجات بشریت را داشت اما خود حرکتی و ایثاری برای رسیدن به این مقصود نکرد ؟
به نقل از شیدا
دوشنبه 1386/05/15
پیروزی حزب الله ؛ راهگشای پیروزی اراده ملتها بر قدرتهای سلطه جو
|
خبرگزاری مهر - گروه بین الملل : حملات ارتش رژیم صهیونیستی علیه مردم بی دفاع لبنان و مقاومت سر سختانه حزب الله در برابر این حملات و سکوت کشورهای سازشکار عرب، پرده از وجود یک توطئه مشترک آمریکایی،اسرائیلی و عربی برای نابودی مقاومت های مردمی در برابر باج خواهی های آمریکا برداشت . | |
|
اسرائیل با این تصور که از طریق یک حمله گسترده هوایی ، دریایی وزمینی به یک پیروزی سریع بر مقاومت اسلامی لبنان دست خواهد یافت و در نهایت شرایط خود را بر این کشور تحمیل خواهد کرد، تهاجم همه جانبه خود را آغاز کرد. |
منبع:israel.blogfa.com
یکشنبه 1386/03/06
در برابر تخریب مسجد الاقصی
يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (سوره ی توبه ، آیه ۳۲)
باز هم رژیم سفّاک صهیونیستی در اقدامی ددمنشانه با تخریب قسمتی از اولین قبله گاه مسلمین جهان ماهیت خونخوار، متحجّر و نژادپرستانهی خود را بیش از پیش به تمامی جهان نشان داد. و نشان داد که این رژیم نه برای صلح آنگونه که غرب و آمریکای غاصب بر طبل آن می کوبد بلکه برای فتنه و جنگ و نابودی اسلام پا به عرصه ی خاورمیانه نهاده است و در راستای نابودی مسلمانان عمل می کند.
مسجد الا قصی نه فقط میراث مسلمین ، بلکه میراث جهان است و رژیم غاصب صهیونیست با القا کردن اینکه قبة الصخرة (۱) ، مسجدالاقصی می باشد دست به تخریب مسجدالاخضرا ( مسجد الاقصی حقیقی) زده است و در مقابل رسانه ها با بیشرمی تمام قبةالصخرة را به جای مسجدالاقصی معرفی می کند و به تخریب مسجدالاقصی ادامه می دهد.
رژیم غاصب صهیونیست از تخریب قبله گاه مسلمین اهداف بسیاری دنبال می کند که به اختصار چند هدف این رژیم سفّاک را یادآور میشویم :
• پس از شکست سنگین رژیم غاصب صهیونیستی در جنگ سی و سه روزه، در مقابل شمار اندکی از مسلمانان حزب الله لبنان و تلاش بی نتیجهاش برای باز پس گیری چند سرباز اسیر شده، غرور اسرائیل و رویای شکست ناپذیر بودنش بیش از پیش بر باد رفت و بر همه جهانیان مخصوصا ملل مسلمان و اعراب روشن شد که رژیم غاصب صهیونیسم بیش از هر زمانی ضعیف است و ملت مسلمان بیشتر از هر زمانی قوی؛ لذا یکی از اهداف این اقدام وحشیانه، تسکین دردی بود که از زخمهای حزب الله بر پیکر اسرائیلیان وارد شده است.
• انحراف دادن افکار عمومی و مهاجرین داخل رژیم صهیونیستی از اغتشاشات جاریه در داخل فلسطین اشغالی نظیر استعفای یکی پس از دیگری مسؤولین فلسطین اشغالی ناشی از شکست در جنگ لبنان و همچنین افشای فسادهای اخلاقی رئیس جمهوری و فساد اقتصادی وزیر دارایی کشور صهیونیستی .
• انتقام از شکست سنگین در مقابل عده ای کمی از امت حزب الله؛ بوسیله ی ضربه زدن و جریحه دار کردن روحیه ی مسلمین با دست یازی به نماد هویت آنان.
رژیم اشغالگر صهیونیسم با تفکر و توهم اینکه جامعهی کنونی فلسطین در جنگ داخلی به سر میبرد و لبنان نیز در چالش داخلی در مواجه با عناصر حکومتی خود فروشی که نام مسلمان را بر دوش میکشند و سرسپردهی طاغوت هستند، به سر میبرد و نمیتوانند از خود واکنش قاطع و جامعی نشان دهند؛ جرئت واهی پیدا کرده است و دست به این اقدام دد منشانه زده است.
این جنایت در حالی صورتی میگیرد که دولتی از اعراب شیمون پرز را در آغوش می کشد و آرزوی برای بر قراری ارتباط با دوستی با رژیم غاصب صهیونیست را میپروراند!.
این جنایت در حالی صورتی میگیرد که رسانه های عربی و در راس همه ی آنها خبرگزاری الجزیره با وادادگی به سمت غرب و با وقاهت هرچه تمامتر مسئلهی نفوذ ایران را خطرناکتر و مهمتر از خطر اسرائیل برای منطقه می دانند! .
و این گروه های وا داده همان گروههایی هستند که در لوای اسلام و دیانت طبل بر تفرقه و جنگ شیعه و سنی میکوبند و خواسته یا ناخواسته خدمت و خوش رقصی برای دشمنان اسلام و مسلمین میکنند . و اینها همان گروه هایی هستند که حتی راضی نیستند که خونی از دماغ صهیونیستها ریخته شود !.
امروز ملتها و نهضتهای اسلامی بیش از پیش در مبارزه با اشغالگرانی همچون آمریکا و صهیونیست و همدستانشان هستند و از سوی دیگر در مبارزه با تفرقه افکنان و منافقین و عالمان ساده لوح سازشگری می باشند که با نام دین خدا و به اسم خدا به شیطان و طاغوت خدمت می کنند.
و اکنون این وظیفهی امت مسلمان است که در این شرایط بسیار حساس که حزبالله و مردم فلسطین که در یک جبهه بایستی با صهیونیست سفّاک اشغالگر بجنگند و از سوی دیگر باید به مبارزه با حکومت های دست نشانده و خود باخته به مبارزه بر خیزند ؛ به حمایت و دفاع از مرزهای اعتقادی و مقدس خویش برخیزند و بیش از هر زمانی صدای انزجار اسلام را از طاغوتیان زمان خویش برآورند. تا از این به بعد دشمنان حتی خیال انجام چنین کاری هم به سرشان نزند.
و در چنین شرایطی آیا راهی جز اتحاد مسلمانان و ادامهی بیش از پیش مقاومت نهضتهای اسلامی مانده است؟؟
و همه و همه ی ما موظفیم که به این اقدام شوم و بیشرمانه ی رژیم غاصب صهیونیستی پاسخی بدهیم .
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان پیرو بیانات مقام معظم رهبری که فرمودند :
« واكنش دنياي اسلام به اهانت رژيم صهيونيستي به مسجد الاقصي بايد به گونه اي باشد كه موجب پشيماني رژيم اشغالگر قدس شود زيرا سكوت در اين قضيه به هيچ وجه جايز نيست»
هم پای همهی مسلمانان جهان انزجار و تنفر خود را از اقدام بی شرمانهی رژیم سفّاک و غاصب صهیونیستی ابراز می دارد و اعلام می دارد که همراه سایر مسلمانان ایران با حضور خود در راهپیمایی ۲۲ بهمن، انزجار و تنفر خویش را بیش از پیش نشان خواهد داد.
وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (ال عمران ۵۴)
امضا:
انجمن وبلاگنویسان دانشگاه امام صادق
(۱) . مسجد ی که با گنبد طلایی در تمامی رسانه مشاهده می شود که نام آن قبة الصخرة می باشد و مسجد الاقصی، مسجدی است با گنبد سبز رنگ و نام دیگر آن مسجد الخضرأ می باشد.
دوشنبه 1386/02/24
روز نکبت، سرآغازی برای مصایب فلسطین
گرچه رژیم صهیونیستی در ۱۹۴۸، یک روز پس از خروج آخرین سرباز انگلیسی از فلسطین تشکیل شد، اما این اقدام زمینه ها و ریشه هایی داشت که به گذشته ها و افکار نامقدس باز می گشت. همان طور که گفته شده است، زمینه سازی ها برای تشکیل این رژیم به نیم قرن قبل از روز اعلام تشکیل این رژیم یا روز نکبت باز می گردد.
پس از برپایی نخستین کنگره صهیونیسم در سال ۱۹۸۶ د شهر بال سویس و تصویب تشکیل دولت یهود در سرزمین فلسطین، مهاجرت صهیونیست ها به این سرزمین تحت حمایت استعمار، توسط سازمان جهانی صهیونیسم آغاز گردید. چهار سال پس از این تاریخ، سازمان جهانی صهونیسم با هدف تسریع در روند مهاجرت یهودیان، شرکتی تحت عنوان صندوق ملی یهود تشکیل داد تا برای سکنا گزیدن یهود در فلسطین زمین بخرد. زمینهای خریداری شده توسط این صندوق، به عنوان دارایی غیر قابل انتقال مردم یهود محسوب می شد.پس از پایان جنگ جهانی اول، مهاجران یهودی به سمت فلسطین روانه شدند. آژانس یهود برای هماهنگ سازی و تسریع در روند مهاجرت یهودیان تشکیل شد.
با روی کار آمدن هیتلر در آلمان، نازیسم بهانه ای شد تا روند مهاجرت یهودیان به فلسطین شدت یابد به گونه ای که شمار یهودیان ساکن در فلسطین به بیش از ۶۵۰۰۰۰ نفر در سال ۱۹۴۸ رسید.در حالی که تنها ۱۲ درصد از خاک اشغالی فلسطین در تصرف یهودیان بود.از این زمان ابزار خشونت آغاز گردید. جنبش عزالدین قسام در این دوران آغاز شد که توسط انگلیسی ها سرکوب شد.در سال ۱۹۴۷ قطعنامه ای صادر شد و فلسطین به دو بخش یهودی و فلسطینی تقسیم شد. بلافاصله پس از این قطعنامه ۱۸۱، کشتارهای خونین گروههای ترور صهیونیستی آغاز شد. از سال ۱۹۴۷ تا می ۱۹۴۸، چند کشتار وسیع بلده الشیخ، سعسع، الجلیل، قطار قاهره، حیفا، دیر یاسین و ناصرالدین توسط گروههای ترور صهیونیستی از جمله هاگانا، اشترون انجام گرفت که در این قتل عام ها دهها فلسطینی اعم از مرد و زن و پیر و جوان کشته شدند. تنها در کشتار دیریاسین که توسط دو گروه ایرگون و اشترون انجام شد، ۲۵۴ تن از افراد یر نظامی کشته شدند. صهیونیستها یک روز بعد از خروج سربازان انگلیسی، تشکیل رژیم صهیونیستی را اعلام کردند.
و فلسطینیان این روز را روز نکبت نامیدند. israel.blogfa.com
سه شنبه 1386/02/04
يهود و نصارى، و مهدويت
مستر هاكس نويسنده آمريكايى كتاب قاموس كتاب مقدس درباره شيوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پيدايش منجى بزرگ جهانى در ميان قوم يهود چنين مى نویسد:عبرانيان منتظر قدوم مبارك مسيح، نسل به نسل بودند ووعده آن وجود مبارك مكرراً در زبور وكتب انبيا، على الخصوص دركتاب اشعيا داده شده است. تا وقتى كه يحياى تعميد دهنده آمده، به قدوم مبارك وى بشارت داد، ليكن يهود آن نبوات (پيش گويى ها) را نفهميده و به خود مى انديشيده كه مسيح (سلطان زمان) خواهد شد و ايشان را از دست جورپیشگان و ظالمان رهايى خواهد داد و به اعلا درجه مجد و جلال ترقى خواهد كرد.
نویسنده كتاب قاموس كتاب مقدس دركتاب خود از يهوديان، زبان به شكايت مى گشايدكه دعوت عيساى مسيح را پس از آن همه اشتياق و انتظار، سرانجام نپذيرفتند و او را مسيح واقعى نپنداشتند و او را با مسيح موعودى كه سلطان زمان خواهد بود و منجى واپسين و مژد ه اش راكتاب مقدس شان داده بود و سال ها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه شمارى مى كردند، مطابق نيافتند. از اين رو، با او به دشمنى برخاستند. حتى وى را جنايتكار به هفت اسرائيل، و تعاليمش را ضد آرمان اساسى كتب مقدس عهد عتيق (تورات وملحقات آن)دانستند، ناچار به محاكمه اش فرا خواندند و به اعدام محكومش كردند، و همچنين با احساس غبنى جانكاه مجددا به انتظار مسيح موعود و رهايى بخش از رنج وستم نشستند .
مسيحيان، با اين كه حضرت عيسى (ع) را مسيح موعود يهوديان مى دانستند، چون نسبت به پيروى او احساس ناتمامى كردند، يكباره اميدشان از زمان حال بركنده شد، حماسه انتظار را از سرگرفتند و در انتظار مسيح و بازگشت او از آسمان، در پايان جهان نشستند. دركتاب قاموس كتاب مقدس آمده است: كلمه پسر انسان هشتاد بار در انجيل و ملحقات آن (عهد جديد) به كار رفته است كه فقط سى مورد آن با حضرت عيسى (ع) قابل تطبيق است و پنجاه مورد آن از مصلح و نجات دهنده اى سخن مى گويد كه در آخر الزمان ظهور خواهدكرد.
در مقاله ای خواندم که می گفت این موج گسترده ای که در کشور ما بخصوص در موضوع مهدویت و انتظار راه افتاده است، ناشی از حرکت و تکاپوی مسیحیان و یهودیان است که برای آخرالزمان در حال برنامه ریزی هستند. کمی انصاف داشته باشیم، انگار ما هم منتظریم تا ببینیم دشمنان چه می کنند. بعد ما سراغ مقابله برویم. به جای اینکه اصل قضیه را تقویت کنیم و مقدمه سازی را ما برای امام زمان داشته باشیم، دنبال این هستیم که بگویم مقدماتی که آنها می چینند غلط است و خودمان هم کناری بنشینیم. قطعا اگر اینچنین نبود، امروز نه دیواری از مسجد الاقصی خراب می شد و نه کسی جرات تخریب آن را داشت و یا کسی دیگر در فکر برپایی نشانه های موهوم آخرالزمانی مسیحیان و یهودیان نبود. (israel.blogfa.com)
یا علی
سه شنبه 1385/11/24
تحریم کالاهای حامی اسرائیل برای دفاع از فلسطین
تحریم یه شرکت اسرائیلی که بخاطر کمکهایش به اسرائیل از دست نخست وزیر وقت جایزه گرفته است و از جمله شرکتهای اصلی حامی اسرائیل و غرامت پرداز بخاطر جریان هولوکاست است. که البته سالیان سال است که مشغول فعالیت است. کاری که این شرکت اخیرا در ایران شروع کرده فعالیتهای فرهنگی در قالب آموزش آشپزی است. خانمهای ایرانی را در کلاسهای مخصوصی که از طرف این شرکت برگزار می شد آموزش می دادند و به نوعی مبلغ خود می کردند. نستله شرکت تولیدی قهوه و نسکافه و شیر خشک و مگی است.
و البته این برای مسئولین باید یه هشدار جدی باشد. امثال این شرکتهایی که سرمایه مسلمانان را جمع می کنند و آنها را تبدیل به بمبهایی بر سر فلسطینیان می کنند در ایران جایی ندارند.
به هر حال آنچه مهم است اقدام جمعی است. تک صدایی و حرکتهای انفرادی هر چند شایسته تقدیر هستند اما راه به جایی نمی برند. همه برخیزیم. israel.blogfa.com
سه شنبه 1385/10/05
ما خیلی هم از فلسطینی ها دفاع نمی کنیم. با اسرائیل مبارزه می کنیم:
وقتی آدم این اخبار رو می شنوه می مونه که داره چیکار می کنه. حتما اخبار رو شنیدین. هر چند توی صدا و سیمای ما خبری ازش نیست. به قدری درگیریهای داخل فلسطین بین طرفداران فتح و حماس زیاد شده که تعداد کشته های این درگیریها از کشته های مبارزه با اسرائیل بیشتره. دعوا سر چیه؟
دعوا سر اینه که با اسرائیل سازش کنیم یا نکنیم. آخه احمق ها در هر صورت در بدترین وضعیت اینه که تعدادی از شماها در درگیری با اسرائیل کشته بشن. خوب شما که خودتون خودتون رو زنده نمی گذارین از کی توقع دارین؟ با سنگ به اسرائیلیها حمله می کنین و با ژ۳ همدیگرو می کشین.
همه این دعواها سر پوله. سر قدرت که خیلی نمی تونه باشه. وقتی عرفات مرد، از یک حساب بانکی اش حدود ۳۵۰ میلیون دلار ارث رسید. زن این مرحوم در دادگاه اثبات کرد که این دارایی ها متعلق به حکومت نیست و شخصی است و واسه خودش برداشت. و خزانه فلسطین به عبارتی خالی شد.
دبیر کل حماس هم توی ایران یه دوری زدند و ۲۵۰ میلیون دلار، هزینه یک سال تهران را با خودشان نقدی توی ساک گذاشتند و بردند. به عنوان کمک به حماس. یک جریان سلفی.
خلاصه ما هم گفته باشیم ما از اینها خیلی حمایت نمی کنیم، مشکل اینها رو باید به خدا واگذار کرد. باز هم گلی به جمال حزب الله. مشکل ما سر مسئله خود اسرائیل و اسرائیلهاست. نقشه هایی که اینها برای ما کشیده اند. نه فقط فضای فیزیکی و جغرافیایی اسرائیل و فلسطین. دعوا سر بزرگتر از این حرفاست.... israel.blogfa.com
چهارشنبه 1385/09/22
جلسه سخنرانی استراتژی مسیحیان صهیونیست در آخرالزمان

جلسه سخنرانی دکتر سید افقهی در دانشگاه امام صادق (ع)
استراتژی مسیحیان صهیونیست در آخرالزمان
شرکت برای همه آزاد..... منتظریم
دوشنبه 1385/09/13
تبلیغات سیاه کلیمیان ایران در پوشش افق بینا
اولین چیزی که معمولا در مجلات جلب توجه می کند عکسهاست. به عکسهای مذهبی و نقش و نگارها کاری نداریم. در صفحه آخر پشت جلد معمولا عکسهایی دیده می شود که در جشنها و یا مراسمهای آنها گرفته شده است. تصاویر نشان می دهند که در این عکسها، دختران پوششی بر سر ندارند. هر دلیلی که داشته باشد، در شریعت یهود هم پوشش برای زنها الزامی است و البته کاری به پیروان آن نداریم. ولی
طبق ماده ۶۴۰ قانون مجازات اسلامی این نوع عکسها که دختران همراه با لباسها و فیگورهای ناشایست ظاهر شده و عکسشان رنگی چاپ شود خالی از اشکال نیست. بند ۱ و ۳ قانون مجازات اسلامی در همین ماده این مطلب را می رساند.
ضمن اینکه به حکم بند ۱۰ ماده ۶ قانون مطبوعات که به استفاده ابزاری از افراد (اعم از زن و مرد) تاکید دارد، می توان این نشریه را توقیف و یا حداقل یه اخطار به آن داد. حالا مسئولین وزارت فرهنگ و ارشاد چه کار می کنند به ما ربطی ندارد. اینکه چقدر از این بابت احساس نگرانی دارند یا ندارند به ما ربطی ندارد. اینکه خودشان در مراسمهای آنها و در انجمن شرکت می کنند به ما ربطی ندارد و....
موضوع دوم که بسیار جالب است تقدیر از ایرانیان مقیم آمریکاست که در هالیوود فعال هستند.
این بزرگوارانی که در هالیوود مشغول فیلم ساختن هستند و فیلمهای خوبی مثل کرش CRASH را برای ما می سازند که تماما انتقاد از عملکرد رژیم ایران و مسلمانان است، جای بسی تقدیر دارند. معرفی افرادی مثل سام نظریان، بهاره سومخ که تهیه کننده و بازیگر این فیلم هستند و کمپانی های فیلم سازی که دارند و هدفهایشان ستودنی است. دقت کنید:
" اکنون نسلی از ایرانیان یهودی بلا تکلیفی زندگی در نیویورک و لس آنجلس را به حضور در صنعت سینما ترجیح داده اند." (افق بینا، شماره31، ص38) این مقدمه می گوید که این آدمهای خوب چطور بیکاری خود را با ضربه زدن به نظام و اسلام پر می کنند.
بحث آخر راجع به هولوکاست است. وقتی قراین بسیاری دلالت دارد که هولوکاست مسئله ایست که یهودیان از آن آبشخور بسیار استفاده کرده اند و زمینهای فلسطینیان را به این بهانه گرفته و از اروپا و آمریکا مواجب می گیرند، معلوم است که باید از آن دفاع کنند. جالب است که نماینده یهودیان مجلس نیز طی یکی نامه رسمی به آقای احمدی نژاد تذکر داده اند که پا روی بعضی خط قرمزهای یهودیان نگذارید!
به هر حال قضاوت بیشتر را به خود شما واگذار می کنیم تا ببینید و بیندیشید.
منتظر نظرات شما هستم. یا علی (منبع: israel.blogfa.com)
دوشنبه 1385/08/22
موشه کاتساف، رئیس جمهور اسرائیل
فلسطین تا همیشه غم آواز غربت و تنهایی خویش را بر کنگره های دادخواهی خواهد خواند که ستمگرانه بر او تاختند و سوختند و جهان هیچ نگفت!
کاتساف، موشه: به تاریخ ۵ دسامبر ۱۹۴۵ در شهر یزد متولد شد. وی پسر بزرگ شموئیل و گوهر کتساف است. متاهل و دارای ۵ فرزند می باشد. در سال ۱۹۵۱ به فلسطین کوچ کرد. کاتساف تا ده سالگی فقط فارسی صحبت می کرد اما از یهودیان مهاجر عراقی، مصری ، عربی و عبری را فراگرفت. وی رشته کشاورزی را در دبیرستان به پایان برد. به سربازی رفت و به درجه گروهبان یکی رسید. به علت تنگدستی خانواده اش ناچار به ترک ارتش شد.
مدرک کارشناسی در رشته اقتصاد و تاریخ گرفت، در ۲۴ سالگی جوانترین شهردار شهر کریات ملاچی شد. سپس در راس ائتلاف احزاب حیروت الاطرر و مفدال رئیس دولت محلی یا فرماندار شد.
در سال ۱۹۷۷ توانست از سوی حزب لیکود به کنست راه پیدا کند. در کنست نهم از سوی مناخیم بگین به ایران جهت تشویق یهودیان ایران برای مهاجرت به سرزمین های اشغالی سفر کرد.
از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۴ وزیر مسکن شد و از ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ وزیر جهانگردی و معادن و نخست وزیر بود. در اوت سال ۲۰۰۰ پس از استعفای وایزمن از ریاست جمهوری مجدداً کاندید ریاست جمهوری شد و شیمون پرز را شکست داد. البته نباید از حمایت حزب شاس در پیروزی او چشم پوشی کرد.
وی اخیراْ از سوی پلیس اسرائیل به ۱۰ مورد تجاوز همراه با خشونت و بدون رضایت با کارمندان زنش دفترش متهم شده است. البته وی تا زمانی که رئیس جمهور باشد مصونیت قضایی دارد و کسی نمی تواند او را بازداشت کن.
سه شنبه 1385/07/04
ارتباط بابیت و بهائیت با یهود.
باب در سن ۲۴ سالگی ادعای بابیت (باب العلم) کرد و اندکی بعد مدعی مهدویت شد. بر اثر غائله او و فشارهای علما به حاکم فارس دستگیر شد و به شیراز گسیل شد. در این میان گزارشهایی است که از آعاز پیدایش میرزا علی محمد توسط نماینده سیاسی انگلیس در ایران برای دولت متبوعه به لندن ارسال شده است. نامه ها بسیار مورد توجه است:
نامه شماره ۷۲، ۲۱ ژوئن ۱۸۵۰ . به جناب لرد پالمرسون: برحسب تعلیمات جناب لرد، اینجانب افتخار دارم شرحی درباره سبک جدید باب ارسال دارم... در یک جمله: این ساده ترین مذاهب است که اصول آن در ماتریالیسم کمونیسم و لاقیدی مطلق نسبت به خیر و شر خلاصه می شود.
باب در تبریز تیرباران شد ولی جانشین خود را ملقب به صبح ازل معرفی کرد و او به همراه برادرش میرزا حسینعلی معروف به بهاء راهی عراق شد. پس از کشمکشها و نزاعهای بسیار بر سر جانشینی، سر انجام نوه او به نام عباس نوری (عباس افندی) پیشوای بهائیان شد که کمک آشکار انگلیس همراه او بود. وی در این خصوص گفته است که:جان ایرانیان فدای انگلیس باد. (رائین، اسماعیل، انشعاب در بهائیت، ص۴۱).
عباس افندی مورد تشویق انگلستان قرار گرفت و از طرف نماینده ملکه به دریافت لقب سِر ملقب شد. در این دوران بود که بتدریج روابط پنهان بهائیان با یهودیان مشخص شد و آن غائله فلسطین و حمایت آشکار این دوگروه از یکدیگر بود. بهائیان و اسرائیلی ها.
ویسنتون چرچیل به مناسبت مرگ عبدالبهاء پیامی تلگرافی برای مندوب سامی کمیسر عالی فلسطین می فرستد (هربرت ساموئل) و اعلام می کند که از طرف او مراتب همدردی و تسلیت انگلستان را به جامعه بهائی اعلام نماید. هربرت ساموئل نخستین وزیر یهودی است که با تحصیلات مذهبی و سنتی به دولت انگلستان راه یافته بود و طرح تشکلی یک دولت یهودی در فلسطین را به پارلمان انگلستان برد. و وی در حیفا و در حین ماموریتش با عبدالبهاء روابط بسیاری داشت.
پس از تشکلیل اسرائیل، فرقه بهائیت به دلیل سرسختی وعداوت علیه اسلام مورد توجه خاص اسرائیل قرار داشت. شوقی افندی، جانشین عبدالبهاء با حمایت بسیاری از صهیونیستهای آمریکایی قدرت یافت و ...
ادامه دارد.
شنبه 1385/04/17
صهیونیستهای وحشی
این مطالب در قسمت نظرات گذاشته شده بود که دانستن آن خالی از فایده نیست:
مطالبی که لازم است درمورد جریانات و جنایات اخیر صهیونهای وحشی در فلسطین و گروگان گرفته شدن سر باز صهیون بررسی شود :
به نقل از خبر گزاری فلسطین:" « پایگاه اینترنتی تیپ های صلاح الدین روز دوشنبه (26/6/2006) اعلام کرد که مبارزان فلسطینی عضو این تیپ ها موفق به ربودن یک شهرک نشین صهیونیست شدند. تیپ های صلاح الدین تهدید کردند: "اگر ارتش رژیم اشغالگر قدس حملات خود به نوار غزه را متوقف نکنند، شهرک نشین ربوده شده صهیونیست را خواهیم کشت. وی در ادامه خاطرنشان ساخت: «شهرک نشین گروگان گرفته شده که "الیاهو اشری" نام دارد، سرباز است و در دانشکده نظامی صهیونیست ها مشغول تحصیل است.» . همچنین جنبش مقاومت اسلامی حماس دیروز جمعه (30/6/2006) اعلام کرد که رژیم اشغالگر قدس باید بهای آزادی سرباز ربوده شده را به مردم فلسطین بپردازد، بهایی که رضایت خاطرشان را به دنبال داشته باشد.
گردان های قسام می گویند که حاضر به ارائه هیچ گونه اطلاعاتی درباره فرد ربوده شده نیستند، مگر آنکه اشغالگران تمامی اسیران زن و کودک فلسطینی را آزاد کنند." . اسامه حمدان، نماینده جنبش مقاومت اسلامی حماس در لبنان، در اظهارات جمعه 30/6/2006 خود به خبرنگار روزنامه "کل العرب" گفت: "حماس تنها پس از آزادی تمامی اسرای فلسطینی دربند در زندان های رژیم اشغالگر قدس، مسئله آزادی سرباز ربوده شده را بررسی می کند." وی در ادامه افزود: "در حال حاضر ده هزار فلسطینی در اسارت دولت اشغالگر به سر می برند که در این میان نام 400 کودک و 150 زن نیز دیده می شود."
این گروگانگیری در ازای مبادله سرباز صهیون با اسرای زن و کودک که تعداد اسیران زن در زندانهای مخوف این رزیم جعلی حدود 150 نفر و تعداد اسرای کودک 400نفر میباشد . خوب حالا ببینیم جناب اولمرت ایا قصد ازاد کردن این سرباز صهیون را دارد یا همچنانکه در تاریخ نه چندان دور از ان استفاده برده شد این صهیون نیز باید قربانی شود تا دنیا باز هم در مقابل جنایات بی حد و مرز این رزیم جعلی سکوت کند وصهیون و رزیم سارق بهانه ای برای مظلوم نمایی پیداکنند تا بیشتر از گذشته زن و کودک و بیگناه کشتار کنند ؟ . حالا بخوانید جواب جناب اولمرت به نقل از خبرگزاری فلسطین : " در حالی که نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس در اظهارات خود بر مخالفتش با طرح تبادل اسرای فلسطینی با سرباز ربوده شده صهیونیست تاکید می کند یکی از اعضای کنست به نام "زهاوا گالئون" طی اظهاراتی از نخست وزیر و وزیر امنیت دولت عبری خواست تا عجله به خرج ندهند و از اظهاراتی که ممکن است فرصت آزادی این سرباز را از بین ببرد، خودداری کنند. این نماینده صهیونیست تاکید کرد: "از اولمرت می خواهم تا وعده ای ندهد که در نهایت موفق به اجرای آن نشود و اگر تبادل اسرا باعث آزادی سرباز ربوده شده می گردد، این امکان را از بین نبرد."
وحالا ببینیم نظر مردمان وقیحی که در سرزمین فلسطین با زور جا خوش کرده اند در این مورد چیست : " بر اساس آخرین نظرسنجی ها که نتایج آن جمعه (30/6/2006) توسط روزنامه عبری زبان "یدیعوت آهارانوت" منتشر شد، بیشتر صهیونیست ها توصیه کردند که دولت عبری برای آزادی نظامی ربوده شده از راهکار گفتگو استفاده کند.در این نظرسنجی، 53 درصد از صهیونیست ها تاکید کردند که استفاده از ابزار گفتگو و فشارهای بین المللی بهترین راه برای آزادی این شهرک نشین است. "
واما ایا این رژیم جعلی حملات وحشیانه اخیر خود را به غزه بدلیل این گرو گانگیری اغاز کرد ؟ جواب: خیر بلکه این رزیم مدتها قبل در مورد این تجاوزات برنامه ریزی کرده بود و اینک قضیه اخیر دست ایشان را در کشتار بی حد و حصر مردم بی گناه باز تر میگذارد شاهد این امر را در خبر زیر بخوانید به نقل از خبرگزاری فلسطین :
" شماری از مسئولان رژیم صهیونیستی اعتراف کردند که حمله ارتش عبری به نوار غزه در واکنش به عملیات "اوهام بر باد رفته" نبود، بلکه طرحی از پیش تعیین شده بود. یکی از مسئولان این رژیم در مصاحبه با روزنامه عبری زبان "یدیعوت آهارانوت" گفت که هدف از این حمله آزادی سرباز صهیونیستی ربوده شده نبود. وی افزود که اجرای چنین حملاتی با توجه به شرایط بحرانی کنونی کار ساده ای نیست."
بله اندیشه های صهیون عظیم ترین رذالتها را به بار میاورد به حدی که یک دولت جعلی به خود این حق را میدهد که 8 وزیر یک کشور را به همراه شهرداران ان بدزدد .مسخره است که کار دنیا به کجا رسیده دزدیدن وزرای یک کشور! این اعمال تنها از کسانی برمیاید که خود را ملزم و مسئول در مقابل هیچ قانونی نمیدانند افرادی که به هیچ پیمانی پایبند نیستند. از چونین دولت جعلی زیاد هم دور از انتظار نیست همانطور که این رزیم جعلی در دنیا تنها کشوری است که مرزهای خود را به رسمیت نمیشناسد .قانون برای چونین افراد درنده خویی معنا ندارد افتخار چونین کسانی نقض قانون است که در ورای ان احساس بزرگی و قدرت میکنند و این امر نزاد پرستی انان را توجیه میکند. رزیم جعلی که حتی به مجروحان بیمارستانها و امبولانسها رحم نمیکند این معنای روشن و واضحی از انسانیت است .
اما چیزی که این افراد کوته فکر قادر به درک ان نیستند این است که در پس هر خونی که به ناحق به زمین میریزند صدها دشمن برای خود متولد میکنند . هر بی گناهی که در فلسطین و عراق و افغانستان وحشیانه کشتار میشود صدها رزمنده با انگیزه جایگزین میکند . بی گناهان را میکشند اما نمیدانند که پس از هر کشته ای چه انگیزه هایی را برعلیه خود بیدار میکنند وچه سپاه قدرتمندی را با دستان جنایتکار شان در مقابل خود صف ارایی میکنند .
به نقل از شیدا... antyzionism@gmail.com
شنبه 1385/03/27
افسانه اسراييل(1) مروری بر چگونگی تشكيل اسراييل
مروری بر چگونگی تشكيل اسراييل :
امروز به جز ايالات متحده كه مرعوب لابي صهيونيستي است، براي كمتر كشوري دفاع از جنايات آشكار اسراييل معقول مي نمايد. حتي اروپاييان كه آرزوهاي استعماري خود در خاورميانه را در استقرار و ثبات اين رژيم جستجو مي كردند، از استمرار حمايت اين رژيم هراسناكند.
در حال حاضر نظرسنجيها حاكي از انزجار روزافزون افكار عمومي جهان نسبت به اسرائيل و اقدامات اين كشور در جهت به خطر افتادن صلح جهاني دارد. اين در حالي است كه غولهاي رسانهاي غرب به اين رژيم و يا حاميان تعلق دارد و همواره تلاش شده تا افكار عمومي جهان تسليم مظلومنمايي و ظاهر حق به جانب اسرائيل گردد.
پس از پيروزي شكوهمند حزبالله در آزادسازي مناطق اشغالي جنوب لبنان، انتفاضه تنها راه مشروع براي احقاق حقوق ملت آواره فلسطين، در رفع تجاوز به شمار ميرود و از زمان آغاز تا اكنون، ثمرات آن براي ملت فلسطين كاملا مشهود است.
در اين ميان تداوم روشنگري و مقابله جسورانه جمهوري اسلامي در قبال سياستهاي نامعقول اسرائيل، اعتماد به نفس و اميد فلسطينيان را دوچندان كرده است.
مقاله حاضر، نگاهي مستدل و مستند به تعلق قطعي اين سرزمين به ملت فلسطين و جعليبودن مدعيات رژيم صهيونيستي دارد. اميد است مورد توجه شما قرار گيرد.
مناقشه فلسطينيها و رژيم اسراييل، طولانيترين كشمكش در قرون اخير ميباشد و بارزترين ويژگي اين مناقشه، زور، خشونت و سبعيت است كه از سوي اسراييل اعمال ميشود. همچنين، اين مساله بلوغ فكري و عقلانيت بشر را در قرن بيست و يكم مخدوش ساخته و به شدت زير سوال برده است؛ زيرا پايمال شدن حق و عدالت انساني و كشته و مجروح شدن هزاران انسان ـــ شامل پير، جوان، زن و كودك به فجيعترين وضع و با دست خالي ـــ لكه ننگي است كه رشد عقلانيت و بلوغ فكري بشر در جهان معاصر را مورد ترديد قرارداده است. اگرچه تلاشهاي فراواني براي حل اين مشكل صورت گرفته؛ اما وقتي به كنه اين تلاشها توجه كنيم، خواهيم ديد كه باز هم انگيزههاي سياسي و منفعتطلبي بر انگيزههاي اخلاقي و انساني، پيشي گرفته است.1
اين عملكرد بهخاطر حفظ منافع استعمار و امپرياليسم در منطقه ميباشد و در حقيقت، فلسفه وجودي اسرائيل همين است؛ يعني: تبديل اسرائيل به يك جانور درنده در جهت حفظ منافع استعمار. حمايت بيدريغ آمريكا و اروپا از دولت اسرائيل درهمين رابطه تنظيم شده است. يك روزنامهنگار ناراضي اسرائيلي چنين اظهار ميدارد:2
«اگر آمريكا از اين زيادهرويهاي احمقانه خشمگين شده و جريان كمكها را قطع كند، همه افسانهپردازيهاي قدرت امپراتوري خاتمه خواهد يافت.»
مجله اكونوميست، چاپ لندن مينويسد:3
«معمولا آمريكا ميتواند با خودداري از ارسال سلاحهاي نو و براق، اسرائيل را متنبه سازد؛ اما اين تحريم در صورتي موثر خواهدبود كه بتوان به ادامه آن باور داشت. اگر اين بار اسرائيل باوركند كه رئيسجمهور آمريكا در سياست خود پابرجاست و در صورت لزوم، صدور اسلحه را تا مدت مديدي تحريم [نمايد] و در ميزان كمكهاي اعطايي تجديد نظر كند، بسيار موثر خواهدبود.»
جنبههاي اساسي كمك آمريكا در راه تشكيل «اسراييل بزرگ» با كشتار فلسطينيها در بيروت، در سپتامبر 1982، به صورتي خشن و بيرحمانه ظاهر شد كه فريادهاي اعتراض گستردهاي را هرچند به طور موقت به همراه داشت، بهطور كلي آمريكا و تفسيرهاي مطبوعاتي از حمله اسراييل پشتيباني كردند و اشغال غرب بيروت در 15 سپتامبر نيز هيچگونه انتقاد رسمي آمريكا را برنينگيخت؛ هرچند كشتارهاي صبرا و شتيلا را كه به دنبال آن صورت گرفت با خشم فراوان محكوم كردند.4
ارتباط ويژه اين دو كشور را ميتوان به شكل ملموستري از ميزان كمكهاي نظامي و اقتصادي آمريكا به اسراييل در سالهاي گذشته دريافت. ميزان كمكهاي دريافتي اسراييل از آمريكا به طور سرانه از دريافت هر كشور ديگري بالاتر بوده است. در سالهاي مالي 1978 ـــ 1982م، از مجموع كمكهاي نظامي و اقتصادي آمريكا در همه كشورها به ترتيب 48درصد و 35درصد عايد اسراييل شده است و براي سال مالي 1983 دولت ريگان از 1/8 ميليارد دلار بودجهاي كه براي كمكهاي خارجي درخواست كرده است، 5/2 ميليارد آن را به اسراييل تخصيص داده بود.5
با توجه به اين عملكرد نژادپرستانه اسراييل به كمك اروپا و آمريكا، شاهد شكلگيري انتفاضه ميباشيم كه هنوز هم ادامه دارد. نخستين حركت خودجوش مردم فلسطين عليه اشغالگران اسراييل كه براي اولين بار واژه انتفاضه را وارد فرهنگ سياسي كرد، در سال 1987 آغازشد و انتفاضه اول تا سال 1993 ادامه يافت. اگرچه فلسطينيها در اين انتفاضه، بيش از 1500 شهيد دادند؛ اما توانستند اسراييل را به نوعي در اعتراف به حقوق مردم فلسطين مجبور كنند تا اين كشور در عرصه سياست داخلي و نظام بينالملل، واقعيتي به نام فلسطين و فلسطيني را به رسميت بشناسد. انتفاضه نخست، تجربه بسيار ارزشمندي براي فلسطينيها در انتفاضه اقصي بود6
از 1500 فلسطينياي كه تا سال 1997 به شهادت رسيدند، قتل 1346 فلسطيني با تيراندازي مستقيم نظاميان رژيم صهيونيستي و بقيه بهدست شهركنشينان صهيونيست صورت گرفته است. به گزارش واحد مركزي خبر از بيروت بر اساس اين آمار از سال 1987ـــ 1997 م، 18 هزار فلسطيني به بهانه هاي مختلف بازداشت و به زندانهاي كوتاه مدت و يا طولاني محكوم شده اند. همچنين، نظاميان رژيم صهيونيستي در ده سال گذشته 481 فلسطيني را از خانه و كاشانه شان اخراج و 247 باب منزل آنان را ويران كرده اند.
نويسنده: محمدامير شيخ نوري antyzionism@gmail.com
یکشنبه 1385/03/21
آریل شارون که بود؟
"آریل ساموئل موردخای شرایبر" معروف به آریل شارون در سال 1928 در روستای (کفر ملال) به دنیا آمد.
وی به مانند اکثر رهبران صهیونیستی از یهودیان لهستانی الاصل است؛ پدرش ساموئل موردخای شرایبر از لهستان به قفقاز مهاجرت کرد و در آنجا پس از مدتی کشاورزی راهی فلسطین شد و در روستای (کفر ملال) ساکن شد.
به گفته خود آریل شارون: پدرش که از یهودیان ضد عرب معروف بود، اعتقاد داشت جوانان یهودی روزی باید تمامی سرزمین فلسطین را از اعراب پس بگیرند و در مزارع آن مشغول کشاورزی شوند. همچنین در سال 1933 در پنجمین سال تولدش، پدرش به عنوان هدیه تولد به او یک تفنگ شکاری هدیه می دهدتا یاد بگیرد که به وسیله آن زمین های کشاورزی شان را از دست اعراب حفظ کند!
پدر آریل علاقمند بود فرزندش در رشته کشاورزی تحصیل کند، به همین منظور او را در کودکی برای کارکردن به مزارع موشاف (نوعی مزارع اشتراكی) می برد. اما آریل پس از رسیدن به جوانی ترجیح داد بجای کشاورزی در رشته تاریخ و حقوق تحصیل کند.
آریل شارون از کودکی تمایل شدیدی به مسائل نظامی داشت؛ به همین دلیل در سال 1942 و زمانی که فقط 14 سال داشت به گروه های (هاناگا) پیوست. گروه های هاناگا در آن زمان اقدامات وحشیانه ای را برای فرار فلسطینیان از خانه ها و زمین هایشان طراحی و اجرا می کردند و به قتل مخالفان می پرداختند. این گروه ها پس از تأسیس دولت، اولین هسته های اسرائیل را تشکیل دادند.
آریل شارون در سال 1947 عضو پلیس شهرك های یهودی شد. وی سپس در بیست سالگی در جنگ 1948 شرکت کرد و سمت فرماندهی پیاده نظام در بخش اسکندریه را برعهده داشت، وی دراین جنگ از ناحیه شکم مجروح شد.
در اکتبر 1948، در کشتار فلسطینیان در (اللد)، که به فرماندهی مستقیم موشه دایان صورت گرفت، شارون 426 فلسطینی را در مسجدی بنام (دهمش) جمع کرد و پس از مسدود کردن درب، مسجد را منفجر کرد و کسانی را که زنده ماندند تا دو روز بدون آب و غذا زندانی کرد که پس از اصرار مسئولین صلیب سرخ برای رساندن آذوقه به زندانیان، شارون به سربازانش دستور داد تا بجای آب به زندانیان (ادرار) بدهند. شارون قصاوت را تا به آنجا ادامه داد که دستور داد تا زنان فلسطینی را عریان به یک محله یهودی نشین برده و پس از رها کردن آنها، به سربازان دستور داد آنها را به گلوله ببندند و اجساد آنها را مدت ها در خیایان ها رها کرد. وی سپس دستور داد تا مردان را نیز زنده زنده زیر زرهپوشان بیندازند و بقتل برسانند.
در آغاز سال 1949 فرماندهی یك گروهان پیاده را بر عهده گرفت، اما در سال 1951 افسر فرماندهی گردان اطلاعات مركزی شد. در سال 1952 وی از فرمانده ستاد ارتش خواست تا به او اجازه دهد که از زندانیان محکوم به مرگ، یک گردان نظامی تشکیل دهد. این مسأله به دلیل ناآشنایی این افراد با فنون نظامی تا حدودی برای رئیس ستاد غیر مترقبه بود اما با اصرار شارون پذیرفت. شارون نام این گردان را 101 نامید که در اولین عملیات خود به روستای مرزی (القبیه) حمله کرد و کشتار گسترده ای را به راه انداخت که به کشته شدن 69 فلسطینی و ویرانی 41 منزل منجر شد.
شارون در همان سال 1952 در دانشگاه عبری قدس تحصیلات خود را دو موضوع تاریخ و خاورمیانه آغاز کرد و سپس برای تکمیل تحصیلاتش به دانشکده حقوق دانشگاه تل آویو رفت.
آریل شارون در جنگ سال 1954، گردان 101 را با گردانی بنام چتربازها ادغام کرد و گردان جدیدی تشکیل داد و فعالیت های تروریستی را هم علیه فلسطینیان و هم علیه كشورهای عربی ادامه داد.
او در سال 1956 سمت فرماندهی تیپ زرهی ارتش را برعهده گرفت و توانست گذرگاه (المتیله) را به اشغال خود در آورد.
شارون در اکتبر 1956، طی محاصره غزه در خان یونس، 250 فلسطینی را قتل عام کرد. وی در ادامه این محاصره دستور داد 750 نفر را در رفح به گلوله ببندند.
شارون تا سال 1964 در سمت فرماندهی تیپ ابقاء شد، اما دراین مدت اختلافات زیادی با روسای خود در آن موقع از آن جمله موشه دایان كه ریاست ستاد ارتش را به عهده داشت، پیدا كرد. تمام این اختلافات بخاطر اشغال المتیله بود كه ظاهراً هیچ سودی برای اسراییل نداشته و موجب شده بود كه ضررهای زیادی را هم از بابت این اشغال متحمل گردد. سرانجام در سال 1964 شارون تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به فرانسه برود تا در رشته علوم سیاسی تحصیل كند.
آریل شارون، پس از بازگشت از فرانسه از سال 1965 تا 1969 فرماندهی ارتش شمال را بعهده گرفت و پس از گذراندن یک دوره آموزشی در انگلیس و ارتقاء به درجه سرلشگری، از سال 1969 تا 1973 فرماندهی ارتش جنوب را عهده دار شد.
در سال 1972، شارون با اعلام مخالفت با تقسیم شهر رفح میان مصری ها و فلسطینی ها، 7000 مصری را از رفح آوراره کرد و مخالفان را اعدام کرد.
در جنگ سال 1973 با وجود شکست ارتش اسرائیل در جنگ با اعراب، به دنبال اقدامات متهورانه وی، سربازان اسرائیلی به او لقب (پادشاه اسرائیل) دادند. پس از همین جنگ بود که وی درپی بحران های بعد از جنگ که به (جنگ ژنرال ها) در اسرائیل معروف شد، از ارتش استعفا داد و وارد صحنه سیاست شد.
شارون در اولین انتخابات پارلمانی از سوی حزب تندرو (لیکود) توانست عضویت کنیست را بدست بیاورد. در سال 1975 اسحاق رابین نخست وزیر وقت اسرائیل وی را به عنوان مشاور نظامی خود انتخاب کرد.
در انتخابات سال 1977، شارون به دلیل محبوبیت زیادی كه در اثر كشتار فسطینیان نزد صهیونیست ها داشت، در راس فهرست نامزدهای مستقل، به كنیست راه پیدا كرد. مناخیم بگین در این دوره او را به سمت وزیر كشاورزی و شهرك سازی منصوب كرد. زمان تصدی وزارت كشاورزی او با اشغال بیشتر زمین های فلسطینیان و سرقت آب های آنان هم زمان شد و وی توانست كشاورزی اسراییل را با پشتیبانی آمریكا متحول سازد و شهرك سازی در این زمین های اشغالی شتاب بیشتری گرفت.
پس از آنكه ارتش رژیم صهیونیستی در اردن، به اردوگاه های فلسطینی یورش برد و سپتامبر سیاه را در تاریخ فلسطین رقم زد، نیروهای مقاومت فلسطین به لبنان رفتند و در جنوب لبنان مستقر شدند. پس از تصویب یك حمله همه جانبه به جنوب لبنان توسط رژیم صهونیستی، آریل شارون در سال 1981 به سمت وزارت جنگ برگزیده شد. در سال 1982 ارتش این رژیم با تجهیزات و سلاح های اهدایی آمریكا، انگلیس و فرانسه و پشتیبانی سیاسی، تبلیغی و اطلاعاتی ویژه آمریكا، به بیروت حمله کرد و دومین پایتخت عربی بعد از قدس را به اشغال درآورد. در همین سال بود که آریل شارون در 18 سپتامبر ، کشتار خونین صبرا و شتیلا را به پرونده جنایات خود افزود و تنها طی 36 ساعت 3500 فلسطینی را به شهادت رساند و مسئولیت این کشتار متوجه او شد؛ در این راستا دولت اسرائیل برای آرام کردن اوضاع، او را از کار برکنار کرد اما لقب قصاب صبرا و شتیلا هیچگاه جنایات وی را از اذهان فلسطینیان پاک نکرد.
در پی مخالفت های شدید وی با برکناریش، بگین تا سال 1984، او را به سمت مشاور خود منصوب کرد. در همین سال وی به عنوان وزیر صنایع و تجارت انتخاب شد و تا مارس 1990 در این پست ماند.
بعد از انتخابات 1996 و نخست وزیری نتانیاهو، او وزارت شهرک سازی و اسکان را به شارون محول کرد. در زمان تصدی شارون تعداد شهرک های صهیونیست نشین به 144 شهرک رسید. نتانیاهو در اصلاح کابینه خود در سال 1998، قبل از ایهود باراک او را برای وزارت خارجه برگزید.
آریل شارون در سپتامبر 1999، به دنبال کناره گیری نتانیاهو از رهبری حزب لیکود، رهبری این حزب تندرو را برعهده گرفت. او سپس در سپتامبر سال 2000، با حضور خود در مسجد الا قصی موجب خشم مسلمانان و درگیری های خونین میان فلسطینیان و نظامیان رژیم صهیونیستی و در نتیجه شروع انتفاضه الاقصی شد.
وی در دسامبر 2000، به عنوان نامزد حزب لیکود برای تصدی نخست وزیری معرفی شد و قول داد در صورت انتخاب، كار فلسطینیان را در 100 روز تمام كند و موقعیت رژیم اسرائیل را در منطقه تثبیت كند.
شارون سرانجام در ششم فوریه 2001 توانست به بالاترین مقام در رژیم صهیونیستی یعنی سمت نخست وزیری دست یابد. این مسأله برای او مجالی بوجود آورد تا به كشتار و قلع و قمع فلسطینیان با شدت تمام ادامه دهد.
شارون در زمان تصدی نخست وزیری که مقارن با آغاز قرن بیست و یکم نیز بود با چالش های اساسی سیاسی، اقتصادی و امنیتی مواجه بود که مهمترین آن عبارت بود از:
- حوزه سیاسی: ناتوانی در خاموش ساختن قیام مردم فلسطین، از بین رفتن كامل زمینه های صلح و بحران های داخلی در درون اسرائیل.
- حوزه اقتصادی : بالاترین نرخ تورم، افزایش هزینه مقوله امنیت، افزایش بیكاری، كاهش سرمایه گذاری خارجی، كاهش تولیدات داخلی، كاهش صنعت جهانگردی.
- حوزه امنیتی : عدم سركوب و خاموش ساختن انتفاضه الا قصی، فراخوانی نیروهای احتیاط، افزایش موج عملیات استشهادی.
شارون از سال 2001 ، با تشکیل (جوخه های ترور) از بین محکومین به اعدام و نظامیان زندانی، (همانند گردان 101 در دهه 50 میلادی)، بشکلی آشکار به ترور رهبران ارشد فلسطین بپردازد و طی آن شیخ احمد یاسین، رنتیسی و بسیاری دیگر از رهبران مقاومت فلسطین را بشهادت رساند.
شارون در این زمان کوشید تا با اجرای پروسه دیوار حائل، به عملیات های استشهادی در فلسطین خاتمه دهد، اما موفقیتی بدست نیاورد.
وی تا سال 2005، نه تنها نتوانست انتفاضه را خاموش كند و امنیت را برای جامعه خود به ارمغان بیاورد بلکه در نهایت مجبور شد به رغم ایدولوژی حزب متبوعش مبنی بر اسراییل بزرگ از بخشی از خاک فلسطین (نوار غزه) عقب نشینی کند.
در اکتبر سال 2005 و درپی اعتراضات شدید به شارون برای خروج از غزه و بروز اختلاف در کابینه وی و انحلال کنیست، شارون از حزب لیکود کناره گیری کرد.
وی در اولین اظهاراتش پس از کناره گیری ازحزب لیکود اعلام کرد حزب جدیدش موسوم به "مسئولیت ملی" در جهت ترسیم مرزهای دائمی بین اسرائیل و فلسطینیان تلاش خواهد کرد و دیگر طرحی برای عقب نشینی یکجانبه ازسرزمین های اشغالی ندارد.
آریل شارون در قسمتی ازکتاب خاطراتش با نام (جنگجو)، ضمن ابراز تأسف از کشته شدن فرزند 12 ساله اش براثر بازی با اسلحه کمری شارون که باعث شد وی مدتی از عرصه فعالیت هایش دور شود، سیاست اسرائیل را چنین ابراز می کند:
"سیاست اسرائیل مانند نرخ ارز در حال نوسان است، گاهی بالا می رود و گاهی پایین می آید."
شارون در ادامه در پاسخ به سوالی که به نظر وی در آینده، اسرائیل بالا می رود یا پایین، می گوید:
"احساس می کنم که صلاح الدین جدیدی برای اعراب خواهد آمد و این اسرائیل است که باید چنین روزی را در نظر داشته باشد!"
سه شنبه 1385/03/16
کارگاه مطالعاتی-پژوهشی مهدویت و تمدن جهانی اسلام
مرکز دانشجویی مطالعات راهبردی مهدویت برای تابستان امسال در نظر دارد تا برای دومین بار، کارگاه مطالعاتی-پژوهشی مهدویت و تمدن جهانی اسلام را برگزار نماید.
مکان: دانشگاه امام صادق، همراه با خوابگاه و غذا به صورت شبانه روزی
زمان: ۸ الی ۱۹ مرداد ۱۳۸۵ به مدت ۱۱ روز
عناوین این کارگاه به صورت کلی عبارتند از بررسی خط سیر انبیا در پروژه جهانی به همراه جریان باطل به رهبری شیطان و ساخت تمدن انسانی که در این راستا ما تمام انبیا را در این خط سیر می بینیم و جریان باطل را نیز از شیطان و بعد سازمان یهود و توطئه ها و اکنون آمریکا و گروههای تندرو صهیونیسم و در نهایت نبرد حق و باطل و آخرالزمان را بررسی می کنیم.
این کارگاه به همراه پژوهشهای پیرامونی که شرکت کنندگان انجام می دهند و کلاس های نقد فیلم و معرفت شناسی امام زمان، برگزار خواهد شد.
علاقه مندان می توانند با ایمیل و یا درخواست کتبی در این طرح پس از گزینش شدن، شرکت نمایند:
ایمیل: mahdaviat@isu.ac.ir , antyzionism@gmail.com
آدرس: تهران - بزرگراه شهید چمران-پل مدیریت- دانشگاه امام صادق (ع)- اداره کل فرهنگی- مرکز دانشجویی مطالعات راهبردی مهدویت ص.پ 159-14655
چهارشنبه 1385/03/10
عملکردها و فعالیت های غربیها بر ضد مهدویت
دير زماني است كه غرب نسبت به مسأله مهدويت با ديده تأمل نگريسته جهت آمادگي غربيان در مواجهه با اين قيام تمهيداتي انديشيده شده است كه با اختصار به ذكر برخي از اقدامات اشاره ميگردد لازم به ذكر است كه در اين ميان سعي شده است كه غرب بويژه امريكا به عنوان يگانه منجي بشريت در سطح جهان مطرح گردد .
اقدامات غرب در جهت مخدوش نشان دادن انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج)
1- یکی از بزرگترین فعالیت تبلیغاتی که مستقیماً مربوط به اعتقاد به ظهور حضرت مهدی (ع) توسط دشمنان در این فاصله انجام گرفته، فیلم « نوسترا داموس» است که سه ماه متوالی در شبکه های تلویزیونی آمریکا به نمایش گذاشته شد.
در اين فيلم كه امريكا در مقابل اسلام مياستد ، حضرت مهدي (عج) با لباس عربي نشان داده ميشود كه هر كاري را با فشار يك كليد انجام ميدهد و در اثر اقدامات او خونريزي زيادي شده و تعداد زيادي يتيم و بيوه بر جاي ميماند
این فیلم سرگذشت زندگی ستاره شناس و پزشکي فرانسوی بنام « میشیل نوسترا داموس Nostra damus » است که نزدیک به 500 سال قبل می زیست.
وی پیشگوییهای خود را درباره آینده به رشته تحریر درآورده که مهمترین آنها پیشگویی او درباره ظهور نواده پیامبر (ص) در مکه مکرمه و وحدت بخشیدن به مسلمانان و به زیر پرچم خود درآوردن آنها و پیروزی بر اروپائیان و ویران کردن شهر و یا شهرهای بزرگ سرزمین جدید ( آمریکا) است.
و به نظر می رسد « لوبی» صهیونیست و اطلاعات آمریکا در ساختن این فیلم دست داشته باشند و هدف آنان از تهیه این فیلم بسیج نمودن ملتهای آمریکا و اروپا علیه ایران و مسلمانان است، زیرا آن را خطری می پندارند که غرب و تمدن آن را تهدید می کند، بویژه وقتی آنچه را كه بر پیشگویی « نوسترا داموس» اضافه نموده اند مورد توجه قرار دهیم؛ و آن اینکه آمریکا بعد از شکست اروپا به دست حضرت مهدی (ع) و نابودی موشکهای غول پیکر و دیگر شهرهای آن ، جهت رویارویی با آن حضرت به بستن یک پیمان همکاری با روسیه اقدام نموده و سرانجام بر وی پیروز می گردند!
این کتاب هم از نظر ارزش علمی کتاب و نویسنده جای بحث دارد و هم اینکه به صورت رمزی و ابهام آمیز نوشته شده که قابل تفسیر به صورتهای گوناگون می باشد.
مسئله این نیست که غربيها اعتقاد به ظهور مسیح یا مهدی و یا اعتقاد به پیشگوییهای نوسترا داموس دارند... بلکه بر این باورند که خطر خیزش اسلامی و تمدن الهی، تمدن مادی آنها را تهدید نموده و سلطه ی ظالمانه آنها را بر ملتهای جهان از میان برمی دارد. از این رو از هر عنصر اطلاعاتی استفاده می کنند تا زنگهای خطر را درگوش ملتها به صدا درآورند و موافقت و پشتیبانی آنها را جهت اجرای تمام نقشه های استعماری خود در حال و آینده جذب نمایند. بنابراین به حساب باور و عقیده خود ناچارند در مورد امام مهدی (ع) تبلیغات آنچنانی نموده و دست به تهیه فیلم بزنند و از آنجایی که با موج آگاهی بخش اسلام- که نسبت به رهبر موعود افزایش خواهد یافت- روبرو می شوند، ناگزیر تر شده، و در صورت صحت امر ظهور ، و آشکار شدن آن بزرگوار با او رویارویی کنند.
2- تبلیغ مؤسسات دینی ورسانه های دولت های غربی به وقوع حادثه ای بزرگ :
حادثه ی ظهور ، حادثه ای بزرگ است وقدرت های بزرگ جهان سیاست خارجی خود را به شکلی سامان داده اند که آمادگی های لازم برای این حادثه در آن ملحوظ باشد.
این در حالی است که مؤسسات دینی و رسانه های این دولت ها نیز، مردم خود را برای پیشواز این حادثه آماده می سازند. این مؤسسات دینی به همراه رسانه های دیداری و شنیداری این دولت ها از سال های دهه ی 80 میلادی مردم خود را به ایمان جمعی به وقوع حادثه ای بزرگ در سرزمین شام که به نبرد هسته ای خواهد انجامید توجه داده اند. این مؤسسات پیوسته مردم خود را به این نکته فرا می خوانند که در آینده ای نزدیک ، لشکری از دشمنان مسیح که بدنه ی اصلی آن از میلیون ها نظامی تشکیل یافته از عراق حرکت می کند و پس از گذشتن از رود فرات که در آن زمان به خشکی گرائیده است به سوی قدس رهسپار می شود، اما نیروهای مؤمن مسیح راه این لشکر را سدّ کرده و همگی در « آرماگدون» با یکدیگر برخورد خواهند کرد و در این مکان است که درگیری اتفاق خواهد افتاد.
3- تبلیغ مدارس انجیلی در آمریکا درباره ظهور و واقعه ی آرماگدون:
مدارس انجیلی در آمریکا بر پایه ی این تحلیل که واقعه ی آرماگدون تنها حادثه ای است که بازگشت دوباره مسیح را به زمین ممکن می سازد و این واقعه ی بسیار نزدیک است به تبلیغ این دیدگاه پرداخته اند.
در مورد گستردگی فعالیت و تلاشهای غربیها شایان ذکر است که از طرف یکی از مسئولین حوزه علمیه قم چنین نقل شده که بعضی از محققین و دانشمندان خارجی برای جمع آوری احادیث و مطالب مربوط به مصلح آخرالزمان به قم آمده بودند. طبق فرمایش این مسئول حوزه علمیه قم چند سال پیش عده ای از محققین و دانشمندان خارجی به قم آمدند و تمام کتاب ها و مطالب روایی که در مورد امام زمان (عج) و خصوصیات و ظهور ایشان می باشد را جمع آوری کرده و با خود به کشور هایشان بردند تا برروی آنها تحقیقات و بررسیهای مفصل انجام دهند و این نشان دهنده اهمیت این موضوع برای آنها می باشد. تا جایی که این لطیفه شایع شده که وزارت اطلاعات آمریکا پرونده ای از تمام اطلاعات لازم درباره امام مهدی (عج) تهیه و تنظیم نموده که تنها نقص آن، تصویر آن حضرت است.
مکتب" بنیاد گرایی مسیحی" براین اعتقاد هستند که خداوند مقرر کرده است، بشر هفت مرحله یا مشیت الهی را بگذراند که یکی از آنها نبرد هسته ای آرماگدون است.دست اندر كاران این نظام که نظام « مشیت الهی گرایی» نامیده می شود، پیوسته می کوشند با برنامه های عامه پسند تلویزیونی کشیشان پروتستان در آمریکا که حدود 60میلیون بیننده دارد، مردم را متقاعد سازند که به جای « صلح» باید در پی « جنگ» باشند. آنها با نقل آیات انجیل سعی می کنند ثابت کنند که ما در دوره آخرالزمان هستیم. اینان چون اعتقاد دارند اسرائیل باید « مقر فرود آمدن» دومین ظهور مسیح باشد، سعی دارند پرستش سرزمین اسرائیل را به یک آیین مذهبی بدل سازند. آثار سیاسی قرار گرفتن معتقدین به « مشیت الهی گرایی» در سمت های حساس ایالات متحده آمریکا می تواند بسیار نگران کننده باشد. به عنوان مثال « جیمس وات » به عنوان وزیر کشور اسبق ایالت متحده، در کمیته مجلس نمایندگان اظهار داشت:
« به علت ظهور دوباره و قریب الوقوع مسیح، نمی توانم خیلی در بند نابودی منابع طبیعی خودمان باشم» .
پیام مشیت الهی گرایان منحصر به مرزهای ایالات متحده نیست. این گروه در اوت 1985 نمایشی را به صحنه آوردند که نخستین کنگره « مسیحیان صهیونیست » نام گرفت.
در اوائل دهه 90 ، آمریکائیان به بیش از 1400 رادیوی مذهبی گوش می دادند. اکثریت هنگفتی از 80000 کشیش بنیاد گرای پروتستان که روزانه از 400 ایستگاه رادیویی سخن پراکنی می کنند، هواخواهان مشیت الهی گرایان هستند، برخی از مشهورترین این افراد عبارتند از : پت رابرتسون ،جیمی سواگارت، حیم باکر و جری فال ول.
مدرسه های انجیلی بسیاری، چه فرقه ای ، چه فرا فرقه ای در سراسر آمریکا اصول خداشناسی آرماگدون را بر پایه پرستش اسرائیل تعلیم می دهند. تعداد این مدارس در حدود 200 مؤسسه و دارای حدود 100000 دانشجو می باشند. این دانشجویان پس از فراغت از تحصیل، کشیش پروتستان می شوند، به میان مردم می روند و این دیدگاه را تبلیغ می کنند. یکی دیگر از نمونه های نفوذ دیدگاه «مشیت الهی گرایی» در سمت های حساس دولت آمریکا « رونالد ریگان » رئیس جمهور اسبق آمریکا می باشد.
لانگ، مدیر تحقیقات انستیتو در 1985 افشا کرد که « رونالد ریگان» رئیس جمهور آمریکا، معتقد به ایدولوژی آرماگدون بوده است. رونالد ریگان در طی همه سال های زندگی خود تحت تأثیر آموزش « نل ریگان » بوده که گفته می شود زنی بسیار معتقد به کتاب مقدس بوده است. خود وی گفته است که ایمانش را مدیون مادرش است. « الینگ وود » که خود یکی ای معتقدان پرو پاقرص پرستش اسرائیل و از جمله نبرد آخرالزمان است، گفته است که او و فرماندار ریگان اغلب باهم می نشینند و درباره پیشگویی های کتاب مقدس به بحث و گفتگو می پردازند.
ریگان در یک مجلس شام می گوید:
« این نبی خشمگین عهد قدیم، حزقیال نبی است که بهتر از هر کسی ، قتل عامی که عصرما را به ویرانی خواهد کشید را پیشگویی کرده است» و سپس با خشم تندی درباره کمونیست شدن لیبی سخن می گوید واظهار عقیده می کند. که: « این علامت آن است که فرارسید آرماگدون ، دورنیست ».
ریگان هم چنین در یک مصاحبه گفته است که اعتقاد دارد تجدید حیات یافته است. دادن لقب « امپراطور شیطانی» به روسیه توسط وی از همین بینش سرچشمه می گیرد.
رونالد ریگان بعد از آن که به عنوان رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد گفت:
« من از خدا می خواهم به من توفیق بدهد که کلید شلیک موشک هسته ای را فشار دهم تا جنگ آرماگدون آغاز شود» و هم چنین در سال 1983 در حالی که روی سخن را متوجه ایپاک ( لابی یهود) نموده بود گفت: « هنگامی که به پیامبران گذشته در عهد قدیم کتاب مقدس و نشانه هایی که نبرد هارمجدون ( آرماگدون) را پیشگویی می کند باز می گردم، از خود می پرسم ممکن است نسل ما شاهد وقوع این نبرد باشد. باور کنید این پیشگوییها به تأکید، منطبق بر دوره هایی است که ما در کانون آن به سر می بریم».
« جیمی کارتر» هم با هیأتی دمکرات منش، پس از آنکه میزان علاقه و نسبت آمریکا و یهودیت را در حد « وحدت در اخلاق و فرهنگ واحکام» خواند اعلام کرد:
« تأسیس دولت اسرائیل در سال 1948، بازگشت به سرزمین آفتاب مقدس را که یهود صدها سال پیش از آن بیرون رانده شده، فراهم می سازد. تأسیس دولت اسرائیل تکمیل پیشگویی های کتاب مقدس و جوهر تمام کارهاست».
و هم اکنون نیز « جورج بوش » رئیس جمهور فعلی آمریکا در آستانه سال 2003 در گرد همآیی گویندگان مذهبی در شهر « ناشویل ایالت تنسی » گفته بود:
«ایالت متحده فرا خوانده شده تا آزادی را که یکی از مواهب الهی است به تمام مخلوقات درسراسر جهان ارزانی دارد». و پس از حادثه 11 سپتامبر اعلام کرد:
« ما می خواهیم اراده خداوند را محقق کنیم ».
و امروزه نیز در تلویزیون های آمریکا، مبلغ شیک پوش خانم « جویس مایر» و آقای « بنی هین » آیات کتاب مقدس را از صحن کلیساهای تلویزیونی واقع در آمریکا و انگلیس قرائت می کنند، فردا هم در کلیسای تازه تأسیس همین فرقه در « کویت» داد سخن خواهند داد و بی شک از میان بیش از یک میلیون دریافت کنند کتاب مقدس در عراق کسانی شنوای کلام او خواهند شد. کسانی که به زودی با عنوان « مسلمان صهیونیست » از کیان آمریکا و ایدئولوژی آرماگدون حمایت خواهند کرد.
4- کنفراس تل آویو :
این کنفرانس که ظاهراً با هدف تحلیل انقلابهای شیعی به خصوص انقلاب اسلامی ایران تشکیل گردید در پایان به این نتیجه دست یافت که شیعیان دارای دو نگاه متفاوتند که استراتژی راهبردی آنان را در بر می گیرد:
الف: نگاه سرخ
ب:نگاه سبز
نگاه سرخ به عاشورا و نگاه سبز به مسئله انتظار و مهدویت معطوف گشته است و ظاهراً جمله مشهور<اینان به اسم امام حسین(ع)قیام کرده و به اسم امام زمان(عج) قیام خود را حفظ می کنند> در این نشست بیان گردیده و در پایان به این نتیجه رسیده اند که انتظار سبز شیعیان را باید سیاه کرد.
5- بازی کامپیوتری مشهور به (جهنم خلیج فارس) :
از این بازی کامپیوتری گاهی به<یا مهدی(عج)>
نیز یاد شده است.در این نرم افزار سعی شده است
که خلیج فارس مرکز حرکات تروریستی جهان نشان داده شده و خود را سردمدار مبارزه با این تحرکات نشان دهند همچنین از بعد روانشناسی در نظر دارند که افراد را نسبت به امام زمان(عج) و لفظ (یا مهدی) شرطی کرده و نفرت به حضرتش را در میان مردم القاء نمایند
در واقع غربی در این بازی و فیلم فوق خواستار این مطلبند که چهره مصلح را خشن و خونریز جلوه دهندتا در اثر فاصله گرفتن مردم از حضرت شرایط ظهور(قبلاًٌ شرح مفصلش گذشت) فراهم نگردد .
6- کتاب جنگ بعدی :
در این کتاب کهبه همت گاسپار وانبرگر وزیر دفاع سابق آمریکا به رشته تحریر در آمده است بخشی به وقایع سال 1999 تا 2000 میلادی وبخش دیگر آن به ظهور محمد منتظر در ایران اختصاص داده شده است.
antyzionism@gmail.com









